مسأله رجعت در حكومت جهاني مهدوي

shia-00510 مسأله رجعت در حكومت جهاني مهدوياعتقاد به رجعت يکي از عقايد مسلم و ترديد ناپذير شيعه است، که همزمان با ظهور مهدي آل محمد (عج) برخي از امامان معصوم (عليهم السلام) همانند امير مؤمنان (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و برخي از مؤمنان حقيقي و پيروان اهل بيت به اذن پروردگار زنده خواهند شد و بار ديگر به دنيا باز مي‏گردند. بازگشت اين عده نه تنها غير ممکن نيست، بلکه از نظر قرآن کريم اين پديده امري مسلم است که آيات متعددي از آن سخن گفته است.


رجعت چيست؟
رجعت در لغت به معني بازگشت مي باشد که در اصطلاح به معني بازگشت گروهي از مؤمنان خالص و عده اي از منافقان فاجر پيش از قيامت به اين جهان است.
مفهوم رجعت در ميان شيعيان اين است که امامان معصوم که بازمانده ي خاندان وحي و نبوت (عليهم‏السلام) مي باشند و انبوهي ديگر از کساني که از اين دنيا رفته اند، بار ديگر پس از حضرت مهدي (عج) به خواست خدا و اراده‏ي حکيمانه او، بدين جهان بازمي‏گردند.
برخي از شيعيان رجعت را به تأويل برده و گفته اند که مقصود از رجعت، بازگشت دولت حق و حاکم شدن دين خدا بر خلق است، نه رجعت اشخاص پس از مرگ. ايـن گروه از شيعيان، از اين رو دست به چنين تأويلي زده اند که نتوانسته اند در مقابل انکار منکرين دليل قاطعي اقامه کنند و شبهات آنان را در زمينه ممتنع جلوه دادن رجعت جواب گويند.
لذا در جواب اين عده از شيعيان مي بايست گـفت که رجعت تنها با روايات که جنبه اخبار آحاد دارد ثابت نگرديده، بلکه با پشتوانه اجماع طائفه، به اثبات رسيده است. چنين امري، با اين صراحت قابل تأويل نيست.  (1)

مسأله رجعت در آيات قرآن
الف- اثبات امکان رجعت در آينده
آيات بي شماري از قرآن کريم، توسط پيشوايان معصوم - عليهم السلام - به عنوان آيات رجعت مطرح شده که از بررسي آنها وقوع رجعت در ميان پيشينيان و امکان آن در آينده به روشني اثبات مي گردد. در اينجا به چند نمونه از آياتي اشاره مي کنيم که در احاديث اهل بيت عصمت و طهارت به رجعت گروهي از مؤمنان و مشرکان خالص بعد از ظهور حضرت مهدي (عج) تفسير شده است:
1- «و لئن قتلتم في سبيل الله او متم لمغفره من الله و رحمه خير مما يجمعون.» (آل عمران/157) .
اگر در راه خدا کشته شويد و يا بميريد، رحمت و مغفرت خدا بهتر است از آنچه گرد مي آوريد.
امام باقر (عليه السلام) در پيرامون اين آيه از جابر پرسيد: اي جابر! آيا مي داني که معناي «سبيل الله» چيست؟
جابر گفت: نه به خدا سوگند، جز اينکه از شما بشنوم. فرمود: «سبيل الله» راه علي و اولاد علي است. هر کس با ولايت وي کشته شود، در راه خدا کشته شده است. و هر کس با ولايت او بميرد، در راه خدا مرده است. هيچ مؤمني از اين امت نيست جز اينکه براي او قتل و مرگي هست، هر کدام از آنها کشته شود يک بار ديگر برمي گردد تا بميرد و هر کدام از آنها بميرد، برمي گردد تا کشته شود.» (2)
و امام رضا (عليه السلام) نيز در اين رابطه فرموده است: «هر مؤمني در بستر بميرد در رجعت کشته مي شود، و هر مؤمني کشته شود، در رجعت در بستر خود مي ميرد.» (3)
2- «ان الله اشتري من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه، يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون، وعدا عليه حقا في التوراه و الانجيل و القرآن، و من اوفي بعهده من الله فاستبشروا ببيعکم الذي بايعتم به، و ذلک هو الفوز العظيم.» (توبه/111)
«خداوند از مؤمنان جانها و مالهايشان را خريداري کرد و در برابر، بهشت را از آنِ آنها ساخت، آنها در راه خدا کارزار کنند و بکشند و کشته شوند. وعده حق خدا در تورات و انجيل و قرآن است. چه کسي از خداوند، به وعده خود وفادارتر است؟ بشارت باد بر شما با اين معامله اي که با خدا کرديد، و اين رستگاري بزرگ است.»
"زراره بن اعين" گويد: دوست داشتم از امام باقر (عليه السلام) در مورد "رجعت" سؤال کنم، ولي نمي خواستم به طور مستقيم بپرسم، از اين رو پرسش خود را چنين مطرح کردم: جانم به فدايت، به من خبر ده از کسي که کشته مي شود، آيا او مرده است؟ فرمود: «نه، مرگ مرگ است و قتل، قتل.» گفتم: بالاخره کسي که کشته مي شود، مي ميرد؟
حضرت فرمود: «اي زراره! گفتار خدا حق است که ميان مرگ و قتل فرق مي گذارد و مي فرمايد: اگر بميرد و کشته شود.» (آل عمران/144) و در جاي ديگري مي فرمايد: «اگر بميرد و اگر کشته شويد، به سوي خداوند باز مي گرديد.» (آل عمران/158) و مي فرمايد: «خداوند از مؤمنان جان و مالشان را در برابر بهشت خريداري کرده است.» (توبه/111) عرض کردم: خداي تبارک و تعالي مي فرمايد: «هر کس طعم مرگ را خواهد چشيد.» (انبياء/35) آيا کسي که کشته مي شود طعم مرگ را نمي چشد؟ فرمود: «کسي که با شمشير کشته مي شود، همانند کسي نيست که در بستر بميرد. کسي که کشته مي شود به ناگزير بايد برگردد تا طعم مرگ را بچشد.» (4)

ب- اثبات وجود رجعت در امتهاي پيشين
آياتي از قرآن کريم وقوع رجعت را در ميان امتهاي پيشين اثبات مي کند. هنگامي که وقوع رجعت در ميان امتهاي پيشين ثابت شود، اثبات امکان و لزوم وقوع آن در امت اسلامي نيز ثابت مي شود، زيرا بهترين دليل بر امکان چيزي وقوع آن است.
1- «ثم بعثناکم من بعد موتکم لعلکم تشکرون.» (بقره/56) .
«آنگاه شما را پس از مرگتان برانگيختيم تا شايد سپاسگزار باشيد.»
اين آيه در مورد هفتاد نفر از برگزيدگان قوم حضرت موسي (عليه السلام) است که حضرت موسي آنها را از ميان قوم خود برگزيد و با خود به طور سينا برد تا بر جريان مکالمه اش با خدا و گرفتن الواح از جانب خدا شاهد باشند، و در نتيجه بني اسرائيل صدور الواح را از جانب خدا تکذيب نکنند. چون به "طور" رسيدند و مکالمه حضرت موسي (عليه السلام) را با خدا مشاهده کردند، گفتند: «اي موسي، ما به تو ايمان نمي آوريم مگر اينکه خداوند را آشکارا به ما بنماياني.» هر چه حضرت موسي آنها را از اين خواسته جاهلانه منع نمود، آنها بر خواهش خود اصرار ورزيدند تا سرانجام صاعقه آمد و همه آنها را نابود کرد. حضرت موسي (عليه السلام) عرضه داشت: «بار پروردگارا! اگر اين هفتاد نفر زنده نشوند، من چگونه به سوي قوم خود بروم؟ آنها مرا به قتل اينها متهم خواهند کرد.» خداوند بر او منت نهاد و آنها را زنده کرد و همراه حضرت موسي (عليه السلام) به سوي خانه و کاشانه خود بازگشتند.
در مورد سرگذشت اين هفتاد نفر هيچ اختلافي نيست و صريح قرآن است که آنها بر اثر صاعقه جان سپردند و به درخواست حضرت موسي (عليه السلام) از نو زنده شدند، که معناي «رجعت» چيزي جز زنده شدن پس از مرگ نيست. (5)
2- «و اذ قتلتم نفسا فادارتم فيها و الله مخرج ما کنتم تکتمون. فقلنا اضربوه ببعضها کذلک يحيي الله الموتي و يريکم آياته لعلکم تعقلون.» (بقره/72 و 73) .
«به ياد آوريد هنگامي را که فردي را به قتل رسانديد. سپس درباره قاتل او به نزاع پرداختيد، و خداوند آنچه را که مخفي مي کرديد آشکار مي سازد. پس گفتيم که قسمتي از گاو را به مقتول بزنيد (تا زنده شود و قاتل خود را معرفي کند) خداوند اين گونه مردگان را زنده مي کند و آيات خود را به شما نشان مي دهد، شايد عقل خود را به کار بريد.»
اين آيات پيرامون حادثه قتلي است که در بني اسرائيل روي داد و به امر خدا گاوي ذبح گرديد و قسمتي از بدن گاو به مقتول زده شد و مقتول زنده شد و قاتل خود را معرفي کرد. داستان از اين قرار است:
«در ميان بني اسرائيل پير مردي بود که ثروتي سرشار و نعمتي بي شمار و پسري يگانه داشت که پس از مرگ پدر همه آن ثروت به او منتقل مي شد، اما عموزادگانش که تهيدست بودند بر او حسد کردند و او را به قتل رسانيدند و جسدش را در محله قومي ديگر انداختند. پيکار به محضر حضرت موسي (عليه السلام) کشيده شد تا در ميان آنها داوري کند.
حضرت موسي (عليه السلام) به وحي خدا فرمود تا ماده گاوي ذبح کنند و زبان آن گاو را بر تن مقتول بزنند تا زنده گردد و قاتل خود را معرفي کند.
هر گاو ماده اي را که ذبح مي کردند کفايت مي کرد، ولي با پرسشهاي بي جا کار خود را دشوار ساختند و هر بار نشانه هايي گفته شد که آن نشانه فقط با يک گاو تطبيق نمود که از آن کودکي يتيم بود. ناگزير آن را به قيمت بسيار گزافي خريدند و سر بريدند و قسمتي از بدن گاو را به بدن مقتول زدند. او با قدرت الهي زنده شد و گفت: اي پيامبر خدا! مرا پسر عمويم به قتل رسانيده است، نه آنهايي که به قتل متهم شده اند، و حضرت موسي امر فرمود پسر عمويش را قصاص کردند.» (6) از امام حسن عسکري (عليه السلام) روايت شده که شخص مقتول 60 سال داشت. هنگامي که به اذن خدا زنده شد، خداي متعال 70 سال ديگر به او عمر داد و 130 سال عمر نمود. و تا پايان عمر از نشاط و تندرستي و سلامتي حواس برخوردار بود. (7)

مسأله رجعت در روايات
امام صادق (عليه السلام) فرمودند : «هنگام رجعت کساني که مؤمن خالص و کافر خالص هستند زنده مي شوند و به دنيا بر مي گردند.» (8) و نيز فرمود: «در پشت کوفه (نجف) 27 مرد از هدايت شدگان، و از بزرگان اصحاب زنده شده و به امام ملحق مي شوند.» (9) وقتي که قائم (عج) قيام کرد، خداوند همه اذيت کنندگان به مؤمنين را زنده مي کند تا به مجازات دنيوي برسند و به داد مؤمنان نيز برسد. و به يکي از يارانش به نام مفضّل (رحمه الله) فرمود: تو و چهل و چهار نفر مرد ديگر با قائم (عج) هستيد. (10)
حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) فرمودند: «اِنّ لِعَلِيٍّ (عليه السلام) فِي الاَْرْضِ کَرَّةً مَعَ الْحُسَيْن، اِبْنِه صلوات الله عليهما.»
«بدرستي که براي (اميرالمؤمنين) علي عليه السلام و فرزندشان حسين صلوات الله عليهما بازگشتي به اين زمين خواهد بود.» (11)
مأمون خليفه‏ي عباسي از حضرت رضا عليه‏السلام پرسيد:
«يا اباالحسن! ما تقول في الرجعة؟» (در مورد رجعت چه مي‏فرماييد؟ )
امام عليه‏السلام فرمود: «انها الحق، قد کانت في الامم السالفة و نطق بها القرآن و قد قال رسول الله صلي الله عليه و اله و سلم: يکون في هذه الأمة کل ما کان في الأمم السالفة، حذو النعل بالنعل....»
يعني رجعت درست است و در ميان امتهاي پيشين بوده است و قرآن از آن سخن گفته است.
و پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم فرمود: «در اين امت، درست همه آنچه در امتهاي پيشين رخ داده است بي کم و کاست همانگونه رخ خواهد داد.» (12)
امام صادق عليه‏السلام فرمود: «أيام الله ثلاثة: يوم يقوم القائم و يوم الکرة (أي الرجعة) و يوم القيامة.»
«روزهاي خدا سه روز است؛ روز قيام قائم،روز رجعت و روز رستاخيز.» (13)

رجعت در ادعيه و زيارات
در دعاها و زيارات مأثوره نيز "رجعت"‍ بيان شده است که از جمله آنها اين فراز از زيارت جامعه کبيره است:
«معترف بکم مؤمن بايابکم، مصدق برجعتکم منتظر لامرکم مرتقب لدولتکم.»
«به شما ايمان دارم، بازگشت شما را باور دارم، رجعت شما را تصديق مي کنم، امر شما را انتظار مي کشم، دولت شما را چشم به راهم.» (14)
در "مصباح المجتهد" شيخ طوسي در ضمن زيارتي که با سلسله سند روايت کرده است، اين جملات را بيان مي کند: «و يرجعني من حضرتکم خير مرجع الي جنات ممرع و موسع و دعه و مهل الي حين الاجل و خير مصير و محل في النعيم الازل و العيش المقتبل و دوام الاکل و شرب الرحيق و السلسل و عسل و نهل لا سام منه و لا ملل و رحمه الله و برکاته و تحياته حتي العود الي حضرتکم و الفوز في کرتکم.» مضمون آن اين است که خداوند مرا در رجعت شما بحضور شما برگرداند تا از فيض محضر شما بهره مند گردم.
و هم در "اقبال"، سيد بن طاوس و هم در "مصباح" شيخ طوسي روايت نموده اند که توقيعي براي "قاسم بن علاء همداني" وکيل حضرت امام حسن عسکري (عليه السلام) به اين مضمون صادر گشت:
حسين (عليه السلام) در روز پنجشنبه روز سوم شعبان متولد گرديد، آن روز را روزه بدار و اين دعا را بخوان سپس دعا را نقل کرده تا اينجا: "و سيد الاسره الممدود بالنصره يوم الکره المعوض من قتله ان الائمه من نسله و الشفاء في تربته و الفوز معه في اوبته و الاوصياء من عترته بعد قائمهم و غيبته حتي يدرکوا الاوتار و يثاروا الثار و يرضوا الجبار و يکونوا خير انصار".
اين دعا مي گويد: او امام حسين (عليه السلام) سرور آل محمد(ص) است که در روز رجعت، نصرت خداوند به او مي رسد. آقايي که خداوند نُه امام را از نسل او در عوض شهادتش به وي موهبت کرد، و تربتش را موجب شفا دانسته و سعادت را در زمان رجعت، با وي و جانشينان او بعد از قائم آنها و غيبت او که همه از عترت وي ميباشند، قرار داده تا اينکه از قاتلان آنها انتقام بگيرند و از دشمنانشان خوانخواهي کنند و خداوند جبار را خشنود نمايند و بهترين ياور آنها باشند....
و هم در "مصباح الزائر" سيد بن طاوس زيارتي براي امام زمان (عج) در سرداب سامره که حضرت در آنجا غايب شده است روايت کرده که از جمله اين فقرات است: «و وفقني يا رب للقيام بطاعته و المثوي في خدمته و المکث في دولته و اجتناب معصيته فان توفيتني اللهم قبل ذلک فاجعلني يا رب فيمن يکر في رجعته و يملک في دولته و يتمکن في ايامه و يستظل تحت اعلامه و يحشر في زمرته و تقر عينه برويته.»
«پروردگارا! مرا براي فرمانبرداري امام زمان (عج) و خدمتگذاري حضرتش و زندگي در دولت آن سرور و دوري از نافرمانيش، موفق بدار. خداوندا اگر من پيش از آن زمان مُردم، مرا در آن جماعتي قرار بده که در رجعت وي بر مي گردند و در دولت و روزگار او بملک و تمکن مي رسند و در ساله پرچمهاي او بسر مي برند، و در زمره او برانگيخته مي گردند، و چشمشان به جمال وي روشن مي شود. »

 رجعت، اختياري يا اجباري است؟
علامه مجلسي در جلد 53 "بحارالانوار"، به استناد روايتي رجعت را براي مؤمنان اختياري مي داند:
مفضل بن عمر مي گويد: در خدمت امام صادق (عليه السلام) صحبت از حضرت مهدي (عج) شد و از افرادي که عاشقانه انتظار ظهورش را مي کشند و پيش از نيل به چنين سعادتي از دنيا مي روند، گفتگو شد، حضرت فرمودند: «هنگامي که حضرت مهدي (عج) قيام کند، مأمورين الهي در قبر با اشخاص مؤمن تماس مي گيرند و به آنها مي گويند: اي بنده خدا! مولايت ظهور کرده است، اگر مي خواهي که به او بپيوندي آزاد هستي، و اگر بخواهي در نعمتهاي الهي متنعم بماني باز هم آزاد هستي.»
ولي در مقابل، رجعت براي کافران به حکم عقل اجباري خواهد بود، زيرا آنها براي تنبيه و محاکمه رجعت مي يابند و هرگز کافران به ميل و اراده خود، تن به رجعت نمي دهند. کافران به اختيار خود به جهنم هم نمي روند بلکه آنها را کشان کشان به جهنم مي برند.

حسين (عليه السلام)، نخستين رجعت کننده
در احاديث معتبره از امام باقر (عليه السلام) وارد شده است که اول کسي که در رجعت زنده مي شود و برمي گردد امام حسين (عليه السلام) است که ايشان آنقدر در زمين پادشاهي مي کنند که موي ابروهايش بر روي چشم مبارکش بيافتد. (15) در روايتي از امام صادق (عليه السلام) آمده است که هفتاد پيغمبر همراه امام حسين (عليه السلام) بيرون آيند، چنانچه با حضرت موسي (عليه السلام) بودند و همه ايشان به مردم بگويند که اين حسين ابن علي است که خروج کرده است تا مردم به ايشان شک نياوردند و بدانند که دجال و شيطان نيست. حضرت صاحب الامر (عج) تا زماني در ميان مردم باشد كه معرفت امام حسين (عليه السلام) در دلهاي مؤمنان قرار گيرد و آنگاه است که حضرت صاحب (عج) از دنيا رحلت مي کنند و امام حسين (عليه السلام) ايشان را غسل دهد و کفن کند و حنوط و نماز کند و در لحد گذارد، زيرا که فقط امام مي تواند امام ديگر را غسل کند و نماز گزارد. (16) درباره مدت زمان حکومت امام حسين (عليه السلام)، روايتي از امام باقر (عليه السلام) وارد شده است که فرمودند: «امام حسين (عليه السلام) بعد از صاحب الامر (عج) سيصد و نه سال پادشاهي خواهد کرد پس چون مدت آن حضرت تمام شود، حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) ظاهر شود و نوبت پادشاهي آن حضرت باشد.» (17) امام محمد باقر (عليه السلام) مي‏فرمايند: «امام حسين (عليه السلام) شب عاشورا به اصحابش فرمود: ... فابشروا بالجنة، فوالله انما نمکث ماشاء الله تعالي بعد ما يجري علينا، ثم يخرجنا الله و ايّاکم حين يظهر قائمنا فينتقم من الظالمين، و انا و انتم نشاهدهم في السلاسل و الاغلال و انواع العذاب و النکال...؛ بشارت باد شما را به بهشت، به خدا قسم که بعد از آنچه بر ما جاري شود، مکث خواهيم کرد آن قدر که خداي تعالي خواسته باشد، پس بيرون مي‏آورد ما و شما را در آن هنگامي که قائم ما ظاهر شود، پس انتقام خواهد کشيد از ظالمان، و ما و شما مشاهده خواهيم کرد ايشان را در سلاسل و اغلال و گرفتار به انواع عذاب و نکال...» (18)
و امام حسين (عليه السلام) در روز عاشورا، از "رجعت" خود سخن گفته، مي‏فرمايد: «من اولين کسي خواهم بود که زمين شکافته مي‏شود و رجعت مي‏کنم». (19)

رجعت زنان
گروهي از ياوران حضرت بقية‏الله (عج) زناني هستند که خداوند به برکت ظهور امام زمان (عج) آنها را زنده خواهد کرد و بار ديگر به دنيا رجعت خواهند کرد.
در منابع معتبر اسلامي نام سيزده زن ياد مي‏شود که به هنگام ظهور قائم آل محمد (صلي الله عليه و آله وسلم) زنده خواهند شد و در لشکر امام زمان (عج) به مداواي مجروحان جنگي و سرپرستي بيماران خواهند پرداخت.
طبري در "دلائل الامامة"، از مفضل بن عمر نقل کرده که امام صادق (عليه السلام) فرمود: «همراه قائم (آل محمد صلي الله عليه و آله وسلم ) سيزده زن خواهند بود.» گفتم آنها را براي چه کاري مي‏خواهد؟
فرمود: «به مداواي مجروحان پرداخته، سرپرستي بيماران را به عهده خواهند گرفت.» عرض کردم: نام آنها را بفرماييد. فرمود: « "قنواء" دختر رشيد هجري، "ام ايمن"، "حبابه والبيه"، "سميه" مادر عمار ياسر، "زبيده ام خالد احمسيه"، "ام سعيد حنفيه"، "صيانه ماشطه"، "ام خالد جهنّيه".» (20) صيانه ماشطه در زمان حضرت موسي مي‏زيسته است و مادر عمار ياسر در ابتداي بعثت به شهادت رسيد. حبابه در زمان علي (عليه السلام) و قنواء در زمان امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) و بقيه در زمانهاي ديگر زندگي مي‏کرده‏اند. اين گروه سيزده نفري رجعت خواهند کرد و خداوند براي قدرداني از آنها، به برکت امام زمان (عج) آنها را زنده خواهد کرد.
در اين روايت امام صادق (عليه السلام ) از آن سيزده زن فقط نام نه نفر را ياد مي‏کند. در کتاب "خصايص فاطمي" به نام "نسيبه" دختر کعب مازينه، و در کتاب "منتخب البصائر" به نام "وتيره" و "أحبشيه" اشاره شده است. (21) جز اين سه نفر، نام ديگري به ميان نيامده است.

نتيجه گيري
خداوند منان بر طبق حکمت بالغه اش، به هنگام استقرار يافتن حکومت واحد جهاني و پياده شدن احکام الهي در جهان ، مؤمنان خالص را براي مشاهده الطاف حق، و درک لذت زندگي در پناه دولت حق باز مي گردانند و همچنين ستمگران و ملحدان را نيز باز مي گردانند، تا پيش از آخرت قسمتي از واکنش اعمال خود را ببينند و مايه سرور و تسکين قلب ستمديدگان گردد. با توجه به اينکه زنده شدگان کساني هستند که در حد اعلاي ايمان و يا در حد اعلاي کفر و فسادند، پس از مدتي زنده شدن و دريافت کيفر و پاداش برخي از اعمالشان، دوباره مي ميرند و در روز قيامت براي کيفر و پاداش کامل تر زنده مي شوند.
بر طبق روايات نخستين فردي که رجعت مي کنند امام حسين (عليه السلام) است که هنگامي که محبت ايشان در دلهاي مؤمنان مستقر مي شود، حضرت صاحب الامر (عج) از دنيا مي روند و امام حسين (عليه السلام) ايشان را غسل و کفن و حنوط مي کند و بر ايشان نماز مي خوانند و لحد بر وي مي گذارند. بعد از 309 سال حکومت امام حسين (عليه السلام)، اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) رجعت مي کنند و ايشان بر زمين حکومت خواهند کرد. زنان نيز در رجعت حضور خواهند داشت و در روايات 13 تن از زنان نام برده شده اند که رجعت مي کنند. بر طبق روايات، رجعت براي مؤمنان اختياري است ولي در مقابل، رجعت براي کافران به حکم عقل اجباري خواهد بود زيرا آنها براي تنبيه و محاکمه رجعت مي يابند و هرگز کافران به ميل و اراده خود، تن به رجعت نمي دهند.

 

 پي نوشت:
1- رسائل شريف، مجموعه اولي، ص125و126 / رجعت در انديشه شيعي
2- تفسير عياشي، ج1، ص202
3- بحارالانوار، ج 53، ص66
4- تفسير عياشي، ج2، ص112
5- تفسير صافي، ج4، ص77
6- تفسير الميزان، ج1، ص204
7- تفسير صافي، ج1، ص129
8- اثباه الهداه، ج7، ص103-62
9- اثباه الهداه، ج7، ص154
10- اثباه الهداه، ج7، ص164
11- بحارالانوار، ج53، ص16
12- عيون اخبارالرضا(عليه السلام)، ج2، ص201/ بحارالانوار، ج53، ص59
13- منتخب البصائر، ص18/ بحارالانوار، ج53، ص63
14- بلد الامين، ص301
15- مختصر البصائر، 117/ بحارالانوار، ج53، ص43
16- کافي، ج8، ص 206/ مختصر البصائر، ص162/ الايقاظ من الهجعه، ص309/ بحارالانوار، ج53، ص103
17- تفسير عياشي، ج2، ص326/ غيبت نعمائي، ص331/ غيبت طوسي، ص286/ اختصاص شيخ مفيد، ص257/ بحارالانوار، ج53، ص 103-100
18- (گزيده کفايه المهتدي، ص105و106
19- بحارالانوار، ج53، ص62/ الايقاظ من الهجعه، ص352/ فوز اکبر، ص36
20- دلائل الامامه، ص260
21- چشم اندازي از حکومت مهدي(عج) به نقل از بيان الائمه، ج3، ص338

منابع و مآخذ:
1. معرفت، محمدهادي. رجعت در انديشه شيعي
2. علامه مجلسي، محمد باقر. بحارالانوار، ج 53
3. علامه مجلسي،محمد باقر. کتاب رجعت (14 حديث از ولادت امام زمان(عج) تا رجعت ائمه(س)).
4. علامه طباطبائي. تفسير الميزان. ج 1
5. فيض کاشاني. تفسير صافي. ج1
6. کفعمي. بلد الامين.
7. خادمي شيرازي، محمد. کتاب رجعت
8. کليني. اصول کافي
9. مظفر، محمدرضا. عقائد الاماميه
10. عيون اخبارالرضا(عليه السلام)، ج2
11. تفسير عياشي، ج1
12. الايقاظ من الهجعه
13. غيبت نعمائي
14. غيبت طوسي
15. اختصاص شيخ مفيد
16. رسائل شريف. مجموعه اولي
17. اثباه الهداه، ج7
18. منتخب البصائر
19. گزيده کفايه المهتدي

 

هرگونه کپی برداری از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام، بلامانع می باشد