آقاخانيه (آغاخانيه)

آقاخانيه (آغاخانيه): بازماندگان اسماعيليه نزاريه از شاخه الموت هستند ، از آنجا كه امامان اين فرقه ملقب به آقاخان هستند ،13184083382 آقاخانيه (آغاخانيه) آنها را آقاخانيه مى نامند. (اعلام اسماعيليه ، ص 214).در دوره حكومت فاطميون اسماعيلى در مصر ، مستنصرباللّه هشتمين خليفه ، فرزند بزرگ تر خود نزار را به امامت برگزيد. بعد از مرگ مستنصر در سال487ق. افضل جمالى ، فرمانده سپاهيان ، نزار را بركنار و برادرش مستعلى را به خلافت رساند ،

اما نزار نپذيرفت و به طرف اسكندريه فرار كرد و در آنجا در همان سال به دست افضل كشته شد (الكامل فى التاريخ ، ج10 ، ص 237). در اين زمان بين اسماعيليه اختلاف افتاد ; گروهى نزار را خليفه دانستند كه به آنها نزاريه گفته مى شود و دسته اى ديگر كه مستعلى را برگزيدند مستعليه نام گرفتند (قواعد العقايد ، ص 119). در زمان مستنصر حسن صباح به آيين اسماعيلى درآمد ، او در سال 471ق ، به مصر رفت و جزو طرفداران خلافت نزار شد. به دستور مستعلى او را از مصر بيرون كردند ، وى به ايران بازگشت و در سال 494ق (الكامل فى التاريخ ، ج10 ، ص 316) قلعه الموت را ـ كه به معناى آشيانه عقاب است ـ تصرف كرد (لغت نامه دهخدا ، ج3 ، ص 3268) و رهبرى دعوت اسماعيليه در شرق (دعوت جديد) در مقابل دعوت اسماعيله در مصر (دعوت قديم) را به دست گرفت (مذاهب الاسلاميين ، ص 1105). در اين زمان پايگاه نزاريه ، شمال ايران بود. (همان ، ص 1100).
پس از مرگ حسن صباح در سال 518ق. يكى از شاگردانش به نام كيا بزرگ اميد رودبارى به جاى او نشست ، پس از او پسرش محمد بن كيا امام شد ، سپس فرزندش حسن ملقب به «على ذِكر السلام» دعوى امامت كرد (قواعد العقايد ص 120). او صريحاً اعلام كرد من امام آخرالزمان از نسل نزار هستم (مذاهب الاسلاميين ، ص 1088 و 1089). وى در سال 561 ق كشته شد.
پس از او جلال الدين حسن ، معروف به نومسلمان ، از نوادگان وى در سال 608ق ، پيشواى اين فرقه شد و در سال 618هـ فوت كرد (الكامل فى التاريخ ، ج12 ، ص 298). پسرش علاء الدين محمد در نه سالگى به جاى پدر نشست (مذاهب الاسلاميين ، ص 10591058). بعد از او ركن الدين خورشاه جانشين وى شد. در زمان او هولاكوخان مغول در حمله به ايران قلعه الموت را ويران كرد و بسيارى از اسماعيليان را كشت و قدرت اسماعيليه نزاريه را در سال 654ق ، از بين برد (همان ، ص 1078).
پس از سقوط الموت دوره ديگرى نزديك به دو قرن از امامان مستور در اين فرقه آغاز شد و پيروان آن در مناطق مختلف ايران ، افغانستان ، هند ، پاكستان پراكنده شدند (مختصرى در تاريخ اسماعيليه ، ص 219 220). تا اينكه پس از مرگ شمس الدين محمد ، يكى از امامان نزاريه در سال 710ق بين قاسم شاه و مؤمن شاه برادر بزرگتر بر سر جانشينى پدرشان اختلاف افتاد ، عده اى از نزاريه جانب قاسم شاه را گرفتند كه به آنها قاسميه يا قاسم شاهى مى گفتند ، و گروهى ديگر كه از مؤمن شاه حمايت كردند مؤمنيه نام گرفتند ( ك مؤمنيه).
فرقه مؤمنيه را محمدشاهى نيز گفته اند (تاريخ و عقايد اسماعيليان ، ص 510 و 511).
امير محمد باقر آخرين و چهلمين امام اين گروه بود. آخرين تماس او با پيروانش در شام در سال 1210ق بوده است. جامعه نزارى شام ، از امامان محمدشاهى تبعيت كرده بود ، اما پس از آنكه جست و جو براى يافتن كسى از اخلاف اميرمحمدباقر كه در شهر اورنك آباد هند اقامت گزيده بود (الامامة فى الاسلام ، ص 106) به نتيجه اى نرسيد در سال 1304ق ، اكثريت نزاريان محمدشاهى شام تبعيت خويش را به سلسله قاسم شاهى ، كه در آن موقع امامشان آقاخان سوم بود منتقل ساختند. تنها اعضاى بازمانده از اين گروه اكنون در شام زندگى مى كنند و در انتظار امام غايب خود هستند ، محمد شاميان شام در مسائل و امور فقهى خود از مذهب شافعى پيروى مى كنند (تاريخ و عقايد اسماعيليان ، ص 560ـ 561). شاخه قاسم شاهى كه به آقاخانيه معروفند تا روزگار ما ، دوام آورده است (مختصرى در تاريخ اسماعيليه ، ص 224). چهل و پنجمين امام نزارى به نام شاه خليل اللّه در سال 1153ق در شهر كرمان متولد شد ، او بعد از پدرش در سال 1194ق به امامت رسيد. وى پس از به امامت رسيدن به يزد سفر كرد ، پس از دو سال توقف در آن شهر در نزاعى كه ميان پيروان او و شيعيان اثنى عشرى در سال 1233ق اتفاق افتاد كشته شد (تاريخ الدعوة الاسماعيليه ، ص 318). فتحعلى شاه قاجار براى دلجويى از فرزندش حسنعلى شاه يكى از دختران خود را به ازدواج او درآورد و لقب افتخارى «آقاخان» به او عطا كرد (مختصرى در تاريخ اسماعيليه ، ص 267) .
او مقر خود را به زادگاهش محلات منتقل كرد و آن شهر ، مركز امامت اسماعيليان بود كه از اطراف و اكناف برايش خمس و زكات مى فرستادند (همان ، ص 321).
او پس از چندى به دليل نامساعد بودن شرايط ، ايران را به قصد هند ترك كرد و در آنجا دولت انگليس از وى حمايت كرد (تاريخ و عقايد اسماعيليان ، ص 581ـ 582) و از او رسماً درخواست كرد تا براى حل اختلاف بين دولت انگلستان و امراى قبايل سند وساطت كند ، او پذيرفت و اين درگيرى ها تمام شد. دولت بريتانيا از او خواست تا در سند بماند اما نپذيرفت. وى بعد از نقل مكان به شهرهاى مختلف هند سرانجام بمبئى را مركز فعاليت و دعوت خود قرار داد. او از طرف آن دولت لقب «سِرْ» دريافت كرد (تاريخ الدعوة الاسماعيليه ، ص 322).
آقاخان اول ، نخستين امام اسماعيلى نزارى از سلسله قاسم شاهى بود كه در هند ساكن شد. وى در سال 1298ق درگذشت و در حسن آباد بمبئى دفن شد. (تاريخ و عقايد اسماعيليان ، ص 589) پسرش آقاعلى شاه يا آقاخان دوم بعد از پدرش پيشواى اسماعيليان هند شد. وى در سال 1302ق درگذشت و در نجف اشرف به خاك سپرده شد. پس از او فرزندش سلطان محمدشاه ، متولد سال 1294ق در شهر كراچى ملقب به آقاخان سوم در سال 1302ق امام اين فرقه شد (تاريخ الدعوة الاسماعيليه ، ص 338 و 339). وى در سال 1376ق در ويلاى خود در ژنو درگذشت و در آسوان مصر دفن شد (تاريخ و عقايد اسماعيليان ، ص 620) آقاخان سوم ابتدا پسر ارشدش على خان را براى وليعهدى برگزيده بود ، اما در آخر عمر خود هر دو پسرش على خان و صدرالدين را از امامت محروم كرد و طىّ وصيتى ، نوه اش كريم را به عنوان جانشين خويش معرفى كرد (طائفة الاسماعيليه ، ص 154).
كريم آقاخان چهل و نهمين امام اسماعيليان نزارى ملقب به آقاخان چهارم امام اين فرقه شد. وى در سال 1936م در شهر ژنو متولد شد (تاريخ و عقايد اسماعيليان ، ص 620). مادرش اهل انگلستان بود ، علوم ابتدايى را در سوئيس و تحصيلات دانشگاهى را در دانشگاه هاروارد امريكا تمام كرد. در سال 1969م ازدواج كرد و دو پسر به نام هاى رحيم و حسين و دخترى به نام زهرا دارد. اولين جشن انتصاب او در تانزانيا در شهر دارالسلام در سال 1957م بود و در ماه ها و سال هاى بعد در نايروبى (پايتخت كنيا) ، كامپالا (پايتخت اوگاندا) ، كراچى ، داكا و زار سوريه برگزار شد. او در سال 1976م دفتر مركزى خود را از سوئيس به اگْلُمان در نزديكى پاريس منتقل كرد. (همان) او در سال 1986م يك سند عمومى به نام قانون اساسى مسلمانان شيعه امامى اسماعيلى براى همه پيروان خود در جهان انتشار داد ، كه پس از تأييد اصول عقايد اسلام بر تعليم امام به مسائل دينى و دنيوى تأكيد دارد (مختصرى در تاريخ اسماعيليه ، ص 283).
اسماعيليان نزارى فعاليت هاى اجتماعى و دينى خود را به صورت جماعت خانه ها و جماعت هاى محلى حفظ كرده اند. امور اجتماعى هر جماعت زير نظر يك مكى يا كامريا كه اكنون كار خزانه دار را مى كند ، اداره مى شود. اين كارگزاران در موارد خاص ، چون مراسم ازدواج ، تدفين و نيز عبادات روزانه شركت مى جويند. آنها همچنين وجوهات مذهبى را جمع آورى مى كنند. از زمان آقاخان سوم ، موضوعات دينى به ويژه تعليم و تربيت دينى اسماعيليان نزارى به هيئت هاى خاصى كه انجمن هاى اسماعيلى خوانده مى شد سپرده شده بود اين انجمن ها از سال 1987م هيئت هاى تعليم دينى طريقه اسماعيلى ـ  ITREB ـ نام يافته اند. آنان مسئول توزيع و پخش ادبيات و نوشته هاى دينى ، از جمله برنامه هاى درسى كه براى كودكان و دانش آموزان اسماعيلى در سراسر جهان پديد آمده است نيز هستند. آقاخان چهارم شبكه اى به نام شبكه توسعه آقاخان ـ  AKDN ـ به وجود آورده است كه برنامه هاى مربوط به توسعه اجتماعى ، اقتصادى و فرهنگى را اجرا مى كند. او از طريق دفتر خود ، تمام فعاليت هاى نهادها و مؤسسات خود را تنظيم مى كند (مختصرى در تاريخ اسماعيليه ، ص 284ـ 286).
عقايد اين فرقه در باره خداشناسى و نبوت ، همان اعتقادات اسماعيليان پيشين است ، اما درباره امامت معتقدند كه امام بايد حاضر و ظاهر باشد ، در غير اين صورت در حق پيروان خود ظلم كرده است. احكام و فرامين هر امامى تا زنده است ارزش دارد و بايد مورد امتثال قرار بگيرد ، اما همين كه از دنيا رفت دستورهاى امام وقت ، جاى گزين فرامين امام گذشته مى گردد. (مقدمه «نامه الموت» ، ص 78 و 79) همچنين معتقدند نور و روح حضرت على (عليه السلام) در تمامى امامان اسماعيلى حلول كرده است و به هر يك پس از ديگرى منتقل مى شود (الدررالثمينة ، ص 11). به جهت اين عقيده به امام وقت خود كريم آقاخان نسبت روحانى مى دهند و او را مانند آبا و اجدادش جلوگاه صفات حضرت على (عليه السلام مى دانند (مقدمه«نامه الموت» ، ص 77).
آقاخانيه با مشايخ صوفيه ارتباط داشته و به طريقه آنان متمايل بودند. آقاخان اول با برخى از مشايخ سلسله نعمت اللهى رابطه دوستى داشت (بستان السياحة ، ص 530). آقاخان دوم نزد مشايخ صوفى طريقت را آموخته بود (طرائق الحقايق ، ج3 ، ص 413). آقاخان سوم هم در سفرى كه به ايران آمد ، در خانقاه صفى عليشاه حضور يافت ، در آنجا كمربند مخصوص صوفيه بر كمر او بسته شد (تاريخ تهران ، ج1 ص 160).
پيروان اين فرقه در كشورهاى هند ، پاكستان ، بدخشان افغانستان ، ايالت سين كيانگ چين ، سوريه ، كنيا ، تانزانيا ، فرانسه ، پرتغال ، انگلستان ، كانادا ، امريكا ، افريقاى شرقى ، اوگاندا و زنگبار وجود دارند (تاريخ و عقايد اسماعيليان ، ص 623). در حال حاضر حدود سى هزار اسماعيلى نزارى در ايران زندگى مى كنند كه تقريباً نيمى از اين عده در خراسان هستند و بقيه در تهران ، محلات و روستاهاى اطراف آن و نيز در شهرهاى كرمان ، شهربابك ، سيرجان ، يزد و اطراف آن به سر مى برند (همان ، ص 616 و 617).
منابع
اعلام اسماعيليه  ، غالب ، مصطفى ، داراليقظة ، بيروت ، 1964م ; الامامة فى الاسلام  ، تامر ، عارف ، دارالاضواء ، بيروت ، 1998م ; بستان السياحة  ، شيروانى ، زين العابدين ، تهران ، 1315ش ; تاريخ الدعوة الاسماعيليه  ، غالب ، مصطفى ، دارالاندلس ، بيروت ، 1965م ; تاريخ تهران  ، بلاغى ، حجت ، بى تا ، 1350ش ; تاريخ و عقايد اسماعيليان  ، دفترى ، فرهاد ، ترجمه فريدون بدره اى ، تهران ، 1375ش ;   الدرر الثمينة  ، غالب ، مصطفى ، تعاليم وارشادات آقاخان ، مطبعة الاهلية ، حماة ; طائفة الاسماعيلية  ، كامل حسين ، محمد ، مكتبة النهضة المصرية ، 1959م ; طرائق الحقائق  ، عليشاه ، معصوم ، تصحيح محمد جعفر محجوب ، كتابخانه سياسى ، 1319ش ; قواعد العقائد  ، طوسى ، خواجه نصيرالدين ، حوزه علميه قم ، 1416ق ;  الكامل فى التاريخ ، ابن اثير ، عزالدين محمد بن محمد شيبانى ; لغت نامه دهخدا  ، دهخدا ، على اكبر ، دانشگاه تهران ، 1377ش ; مختصرى در تاريخ اسماعيليه  ، دفترى ، فرهاد ، ترجمه فريدون بدره اى ، تهران ، 1378ش ; مذاهب الاسلاميين  ، بدوى ، عبدالرحمن  ، دارالعلم للملايين ، بيروت ، 1996م ; نامه الموت  ، جوينى ، عطاء الدين ملك با مقدمه نجيب مايل مروى و اكبر عشيق كابلى.
عبد الرسول طالب

هرگونه کپی برداری از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام، بلامانع می باشد