انتظار از نخبگان و مدیران

رشد و پیشرفت علم و دانش از یک سو و عملکرد کلیسا درغرب از سوی دیگر، پندار استغنای بشر از دین و استقلال فکری او را تقویت کرد.150085_947 انتظار از نخبگان و مدیران

انسان متمدّن، پرونده حکومت دینی را بست و به بایگانی سپرد و انواع حکومت‏های بشری را یکی پس از دیگری تجربه نمود و حکومت مردم

بر مردم را آرمان نهایی بشر و پایان تاریخ خواند در چنین فضایی، انقلاب اسلامی ایران به رهبری شخصیتی الهی و فراتر از تحلیل‏های متداول سیاسی و جامعه شناختی، به وقوع پیوست و پیامی جدید را به بشریت ارائه کرد و حکومتی را، که با تکیه بر تعالیم دینی، بر نفی توأمان استبداد و استعمار تأکید می‏ورزد، در قلب خاورمیانه تأسیس نمود. تشکیل این حکومت، که داعیه اداره مطلوب جامعه و تأمین حقوق و آزادی‏های واقعی مردم و پاسخگویی به نیازهای حقیقی بشر امروز را داشت،

و موفقیت آن مکتب‏های پر سر و صدای بشری را، که در قرون اخیر یکه‏تاز میدان بودند، با خطر جدّی مواجه می‏ساخت، مکاتبی که با شعار نفی استبداد در اروپا ظهور کردند ولی استعمارِ ملل دیگر را سرلوحه برنامه‏های خود قرار دادند.

حکومت اسلامی » شماره 29 (صفحه 4)

لیبرالیسم غربی و سوسیالیسم شرقی، که در نفی دین در عرصه سیاست و اجتماع همداستان بودند، به طور یکسان از ظهور انقلاب دینی در آستانه قرن بیست و یکم دچار وحشت شدند و جبهه‏ای متحد برای رویارویی با این پدیده جدید تشکیل دادند. مقابله قدرتهای استکباریِ متکی به یکی از دو قطب یاد شده، در طی ربع قرن اخیر از این زاویه قابل تحلیل و ارزیابی است. دو مکتبی که هر کدام بر نیمی از جهان سیطره داشتند، با پدیده‏ای روبرو شده بودند که در فرهنگ و قاموس آنان نمی‏گنجید. حجم دشمنی‏ها، مخالفت‏ها و توطئه‏ها از سوی صاحبان قدرت و نفوذ در دنیا به منظور جلوگیری از گسترش این حرکت و پیام، به تنهایی، نشانه اهمیت این انقلاب و نظام برخاسته از آن بود. از دیدگاه حضرت امام خمینی قدس‏سره ، رهبر فقید انقلاب اسلامی:

«همه توطئه‏های جهان‏خواران علیه ما، از جنگ تحمیلی گرفته تا حصر اقتصادی و غیره، برای این بوده است که ما نگوییم اسلام جوابگوی جامعه است و حتماً در مسائل و اقدامات خود از آنان مجوز بگیریم.»(1)

ملت مسلمان ایران برای غرس این نهال و نگهداری آن، بهای سنگینی پرداختند. در چنین وضعیّتی عقل حکم می‏کند که علاقمندان و دلبستگان این نظام، فعالیت خود را در دو عرصه متمرکز کنند:

نخست، «دفاع تئوریک از نظام سیاسی جمهوری اسلامی» به عنوان پیشنهادی نو در جهان امروز، نظامی مردمسالار که بر تعالیم حیاتبخش دین استوار است؛ نظامی که مردم، علاوه بر آنکه با آرای خود اصل و اساس و ارکان آن را استوار ساخته‏اند، به آن علاقمند بوده و حفظ آن را «تکلیف دینی» خود می‏دانند. مردم به خاطر پای بندی به ایمان مذهبی و احکام و مقررات دینی، نه تنها مشارکت درامور حکومت را حق خود می‏دانند، بلکه حضور در عرصه سیاست و اجتماع و دفاع و مراقبت از دستاوردهای انقلاب را وظیفه دینی خود قلمداد می‏کنند.

تبیین امتیازات نظام جمهوری اسلامی و مقایسه آن با نظامهای لیبرال دموکراسی، یکی از وظایف دینی و ملّی و تاریخی متفکران و نخبگان
حکومت اسلامی » شماره 29 (صفحه 5)

جامعه است. آیا ملتی که از جان و مال خود در راه تحقق آرزویی دیرینه و استقرار حاکمیت اسلام گذشته و بهترین جوانان خود را در راه عزت، استقلال و شرف خود فدا کرده و عده‏ای را در پرتو حاکمیت نظام جمهوری اسلامی، از نعمت علم و موقعیت اجتماعی برخوردار نموده، نمی‏تواند از آنان انتظار داشته باشد که از نظامی که او با ایثار و مجاهدت برپا کرده، دفاع عقلانی کنند؟ چه کسانی وظیفه دارند پایه‏های نظری این نظام سیاسی را در داخل و خارج تحکیم نمایند؟ آیا دفاع از نظام منتخبِ ملت و قانون‏اساسی آن، که توسط خبرگانشان تدوین شده، وظیفه روشنفکران، نخبگان و متفکران نیست؟ آیا نادیده گرفتن اصول مترقی و منحصر به فرد قانون‏اساسی و برجستگی نظام جمهوری اسلامی و دلبستگی به اصول لیبرالیسم و نظامهای سکولار و آن را تنها گزینه مطلوب برای جوامع امروزی قلمداد کردن، ظلم و جفا در حق این ملت رشید و شهیدان گلگون کفن ایشان نیست؟

تجربه تلخ عصر مشروطه و رفتار نابخردانه مدعیان روشنفکری که مقتضیات دینی و ملی این ملت را نادیده گرفتند و نهضت آزادی خواهانه و عدالت طلبانه ملت مسلمان به رهبری روحانیت را در آن مقطع منحرف ساخته و با هدایت استعمارگران استبداد رضاخانی را برای این ملت مظلوم به ارمغان آوردند، آیینه عبرت ما است. لااقل برای یک بار باید به نیروهای مذهبی و توانایی‏های خودی اعتماد کرد و دل از بیگانگان برید و عطایشان را به لقایشان بخشید.

انتظار ملت و رهبری از روشنفکران و نخبگان جامعه برای تبیین نظریه «مردمسالاری دینی» که در شکل نظام «جمهوری اسلامی» تحقق یافته، انتظار زیادی نیست. بی توجهی به این رسالت دینی، ملی و تاریخی سبب شرمندگی در پیشگاه ملتها، و موجب سرزنش آیندگان شده و نیز مجازات الهی را به دنبال خواهد داشت.

حقیقت و انصاف این است که با توجه به حجم فراوان فعالیت گفتاری و نوشتاری نخبگان جامعه در مقولات سیاسی و اجتماعی و حقوقی،
حکومت اسلامی » شماره 29 (صفحه 6)

مقداری که بتوان نام آن را «تبیین عقلانی اصول و مبانی نظام جمهوری اسلامی» نهاد، بسیار ناچیز است. با چنین وضعیتی چگونه می‏توان انتظار داشت که جوانان و نوجوان این مرز و بوم تحت تأثیر تبلیغات وسیع دشمنان قرار نگیرند؟ و چگونه می‏توان متوقع بود که جمهوری اسلامی در میان روشنفکران، نویسندگان و آزاداندیشان ملل دیگر به درستی شناخته شود؟ قدم اول برای قضاوت آزاداندیشان داخلی و خارجی نسبت به یک نظام سیاسی، که مقولات جدیدی را به عرصه اجتماع و سیاست وارد کرده و داعیه اداره مطلوب جامعه و پاسخ‏گویی به نیازهای بشر را دارد، شناخت و شناساندن مؤلفه‏های اساسی این مکتب سیاسی است. به گمان نویسنده، بسیاری از موضعگیری‏های منفی اندیشمندان و نخبگان فرهنگی و سیاسی دنیا ـ علاوه بر آنکه متأثر از تبلیغات منفی قدرتهای استکباری است ـ معلول عدم آشنایی با این نظام سیاسی و مؤلفه‏های اساسی آن است، چه اینکه بسیاری از مخالفتها در داخل نیز برخاسته از ناآشنایی نسبت به امتیازات این نظام سیاسی در مقایسه با نظامهای سیاسی دیگر است. نخبگان و روشنفکران در این زمینه مسؤول‏اند، تلاش درخوری در جهت معرفی این نظام سیاسی و مبانی و مؤلفه‏های آن صورت نداده‏اند، چنان که در دفاع از این نظام در برابر هجمه سنگین دشمن به طور جدی اقدام نکرده‏اند.

عرصه دیگر که مکمّل عرصه نخست شمرده می‏شود و اهمیتش اگر بیشتر از آن نباشد، کمتر نیست، «نشان دادن کارآمدی نظام در جهت حلّ مسائل و مشکلات و نیازهای جامعه امروز» است. شکی نیست که فلسفه وجودی حکومت، رفع نیازها و حل مشکلات مردم است، نیازها و مشکلاتی که تنها از عهده حکومت بر می‏آید. هر حکومتی که بتواند با کارآمدی، فلسفه وجودی خویش را معنا بخشد و ضرورت حضور خود را به اثبات رساند، در حقیقت قوّت نظریه‏ای را که پشتوانه حکومت است، استحکام بخشیده است. اگر حکومتی در حل مشکلات متنوع فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی قوی‏تر ظاهر شود و رضایت
حکومت اسلامی » شماره 29 (صفحه 7)

عموم مردم را جلب نماید، به طور طبیعی نظریه‏ای را که بر اساس آن تأسیس شده، درعمل محک زده و توجهات داخلی و خارجی را به خود جلب می‏کند. موفقیت نسبی کشورهای غربی در تأمین زندگی مرفه برای اکثر شهروندان و رشد و توسعه کشور ـ گذشته از رفتار آنان در چپاول ثروتها و استثمار ملل دیگر ـ از عوامل مقبولیت نسبی ایشان در افکار عمومی است. سرّ اینکه افرادی از شرقی‏ها با سفر به غرب و مشاهده رشد و پیشرفت مادی، فریفته آنان می‏شوند، توفیق آنان در این بعد از حیات بشری است که برای عموم مردم ملموس‏تر است. گرچه نقاط ضعف اساسی مکاتب غربی در زمینه‏های مختلف از آن جمله ایجاد عدالت اجتماعی سبب شد که مکتب مارکسیسم با ادعای از بین بردن فاصله‏های طبقاتی در جهان غرب ظهور کند و تا چند دهه به حیات خود ادامه دهد، اما نفی خدا و معنویت از یک سو و عدم توفیق در عرصه‏های اجتماعی و اقتصادی از سوی دیگر، همگان و حتی نظریه پردازان این مکتب را به این نتیجه رساند که این مکتب توانایی حل مشکلات بشر را ندارد، از این رو به موزه تاریخ پیوست.

غرب گرچه از مشکلات فراوانی چون «خلأ معنویت» و «فقدان عدالت» رنج می‏برد، اما همین مقدار که درتأمین زندگی مادی و اقتصادی توفیقاتی به دست آورده، سبب دوام آن تا به امروز شده و عده زیادی از مردم را دچار این پندار نموده که نظامهای سیاسی غربی تنها راه حل مشکلات بشر و رفع نیازهای او هستند.

بدیهی است که در چنین فضایی نظام نوپای جمهوری اسلامی نیز از این زاویه مورد ارزیابی قرار گرفته و خواهد گرفت. یکی از راههای مقابله دشمنان این نظام همین است که در داخل و خارج کشور القا کنند که حکومت دینی کارآمدی لازم را ندارد و نمی‏تواند از عهده حل مشکلات بشر امروز برآید، از گشودن گره‏های اقتصادی، سیاسی و امنیتی عاجز است، قدرت کافی برای رشد و توسعه در جهان متمدن امروز را ندارد، قوانین اسلامی در جوامع بسیط گذشته کارآیی داشته و در جوامع پیچیده
حکومت اسلامی » شماره 29 (صفحه 8)

امروزی کارگشا نیست.

این شبهه لااقل یکصدسال است که در این مملکت از سوی روشنفکران غرب‏گرا و شرق‏گرا مطرح شده و می‏شود و البته چون هیچگاه قدرت در اختیار دینداران و متولیان فرهنگ اسلامی نبوده، فرصت پاسخگویی قاطع و عملی به این شبهه فراهم نشده بود.

امروز با پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی این فرصت استثنایی مهیا شده، ریشه کن کردن شبهاتی از این قبیل در گرو موفقیت و کارآمدی این نظام است. اثبات کارآمدی جمهوری اسلامی و پاسخگویی عملی به این شبهه بر عهده سیاستمداران، مدیران و دست اندرکاران اداره جامعه است. خوشبختانه مردم و روحانیت با پشت سر نهادن دو مقطع مهم «دوران مبارزه و ساقط کردن رژیم استبدادی گذشته» و «دوران استقرار و تثبیت نظام جمهوری اسلامی» توانایی و کارآمدی مکتب اسلام را در عرصه سیاسی و اجتماع به منصه ظهور رساندند. امروز در سومین مقطع یعنی دوران رشد و توسعه همه جانبه و رسیدن به نقطه‏ای مطلوب و ساختن کشوری آباد و مستقل در همه ابعاد و قدرتمند و تأثیر گذار در مناسبات منطقه‏ای و بین‏المللی قرار گرفته‏ایم و قدمهای مثبت و موفقیت‏آمیزی هم برداشته‏ایم. گذر از این مقطع نیز به تلاش و مجاهدت خستگی‏ناپذیر نیاز دارد. امروز مدیران و دست‏اندرکاران جامعه در همه سطوح و عرصه‏ها وظیفه‏ای بسیار حساس و تاریخی بر عهده‏دارند که در صورت موفقیت، تلاش و مجاهدت این ملت فداکار در طول یک قرن گذشته به ثمر نشسته و آرزوی دیرینه آنان مبنی بر حاکمیت اسلام و مسلمین در عرصه سیاست و اجتماع تحقق یافته و تجربه موفق نظام سیاسی جمهوری اسلامی به جهانیان عرضه خواهد شد. تمدن اسلامی بار دیگر از شرق سربرآورده و به دنبال رسیدن به مجد و عظمت از دست رفته خویش است و این امر برای غرب بسیار گران و غیر قابل تحمل است. توجه به حساسیت این مقطع تاریخی دولتمردان را به تلاشی مضاعف و مخلصانه فرا می‏خواند.
حکومت اسلامی » شماره 29 (صفحه 9)

نیاز به یادآوری نیست که هر قدر صاحبنظران، روشنفکران و نخبگان جامعه به تبیین اصول و مبانی نظام همت گمارند و به دفاع عقلانی از آن برخیزند و امتیازات آن را از نظامهای سیاسی دیگر برجسته کنند، بدون توفیق مدیران در اثبات کارآمدی نظام، راه به جایی نخواهند برد. همکاری و همفکری این دو گروه؛ یعنی متفکران و نخبگان از یک طرف و مدیران و دست اندرکاران از طرف دیگر، شرط لازم برای رسیدن به مقصود نهایی است. مخالفان داخلی و خارجی نظام دینیِ جمهوری اسلامی تمام همّت خود را صرف می‏کنند تا مانع موفقیت این نظام شوند و تبلیغ کنند که درعمل ثابت شد مکتب اسلام برای اداره جوامع امروز بشری توانایی لازم را ندارد و باید به سراغ مکاتب تجربه شده بشری رفت.

آیا در چنین وضعیت دشواری، که از یک سو دشمن مانعِ پیش روی ماست و از سوی دیگر تجربه جدیدی را آغاز کرده‏ایم که دشواریهای خاص خود را به همراه دارد، نباید همه توان وظرفیت خود را برای کسب موفقیت نظام جمهوری اسلامی به کار گیریم؟ اگر با توکل بر خدا و اعتماد به ملت رشید ایران بر تلاش و مجاهدت خود در دو عرصه یاد شده بیفزاییم، موفقیت نظام حتمی است، به امید آن روز.

______________________________

1 . صحیفه امام، ج21، ص290.

پایان مقاله

هرگونه کپی برداری از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام، بلامانع می باشد