جغرافياي تشيع عراق

تشيع و عراق با يکديگر آميخته اند و نمي توان اين دو را از يکديگر جدا کرد. ازاين منظرمي توان حضور تشيع درعراق را به دو دوره تقسيم allah0 (107) جغرافياي تشيع عراقکرد: دوره ي نخست دوره اي است که تشيع درسده هاي نخستين اسلامي در شهرهاي عراق گسترش يافت و به نقاط ديگر نيز منتقل شد و دوره ي دوم نيز ازآغاز کار صفويان و رقابت آنها با عثماني ها آغاز شد و طي آن بسياري از قبايل عرب مهاجر به عراق به مذهب تشيع روي آوردند. تشيع در سده هاي نخستين سخن از تشيع در عراق به سده هاي نخستين پس ازظهور اسلام و حضور اميرمومنان علي(ع)درکوفه باز مي گردد ،به گونه اي که عده اي معتقدند پيشينه ي تشيع در عراق بيش از هر نقطه ي ديگري در جهان اسلام است و حتي ادعا مي کنند تشيع در اصل در محيط کوفه شکل گرفت و سپس به نقاط ديگر گسترش يافت.

تشيع درعراق، نخست در قرن دوم و سوم هجري از کوفه به بغداد منتقل شد و سپس در قرن چهارم، وقتي حمايت دولت شيعي آل بويه چاشني اهميت يافتن دو چندان کربلا، نجف و کاظمين شد، در بخش هاي بيشتري از مرکز عراق، به ويژه بغداد، گسترش يافت. محله ي کرخ بغداد، که امروز سني نشين است، در آن دوره محله اي شيعه نشين بود.

مکتب نجف و سپس حله تشيع عراق را طي سد ه هاي بعد تغذيه ي فکري مي کرد. در قرن پنجم و پس از آن ايرانيان، حلبيان و جبل عامليان بسياري براي تحصيل به عراق آمدند و مکتب هاي گوناگون تشيع را تقويت نمودند.از سوي ديگراين عده تشيع را از اين نقطه به مناطق ديگر، به ويژه به محل زادگاه و سکونت خود، منتقل کردند.

جغرافياي تشيع درعراق
‏سرشماري سال 1997م عراق نشان مي دهد که تقريباً 97 ‏درصد از مردم عراق ‏مسلمان، 2/14 درصد مسيحي ،0/86 درصد يزيدي ، 0/14 درصد صابئي و 0/01 درصد يهودي هستند.
‏دراين بين بيش از نيمي (بيش از55 درصد) ازساکنان عراق مسلمانان شيعه هستند که در ميان همه ي قوم هاي عراق، مانند عرب، کرد، ترک و ايراني، يافت مي شوند. بيشترشيعيان عراق در جلگه ي آبرفتي عراق، يعني مناطق مرکز و جنوب اين کشور،زندگي مي کنند.
اين منطقه،که در قديم به آن سواد مي گفتند، از نظر اقتصادي اهميت فراواني دارد. زيرا بيشتر زمين هاي کشاورزي عراق را و نيز 20 ‏درصد مساحت کلي عراق را دربر مي گيرد. از سويي ذخاير نفتي بسياري نيز در اين منطقه يافت مي شود. شهرهاي مهم اين ناحيه بغداد، بصره، کربلا و نجف اند که همگي اکثريتي شيعي دارند. در مناطق نيمه کوهستاني شمال شرقي عراق نيز که اکثريت با کردهاست شيعيان در عداد کردهاي فيلي و ترکمانان و عربهاي شيعه ظهوردارند. شهرهايي چون بلد و دجيل از توابع تکريت زادگاه صدام نيز چون شبهه جزيره اي در مناطق سني نشين مرکزعراق نيز اکثريتي شيعه دارند.

موج جديد تشيع عراق در سده هاي اخير
تشيع از قرن ها پيش در عراق ريشه داشته است، امّا آنچه به گسترش آن در عراق جديد کمک کرد وجود عتبات مقدس دراين کشور بود. عتبات متبرکه ي عراق در دوره ي تصرف عراق به وسيله ي صفويان بسياري از بازرگانان شيعه ي ايراني و هندي رابه عراق جذب کرد.
اين شيعيان آمده از ايران و هند همراه باقي شيعيان عتبات بر قبايل بدوي مهاجر از بيابان عربستان تأثيرگذاشتند و با سخن از مظلوميت اهل بيت و آموزه هاي شيعي باعث جذب اين قبايل به تشيع شدند. بعضي از اين قبايل شيعه شده عبارت اند از: خزاعل، زبيد، کعب، ربيعه، البومحمد، بني عمير، خزرج، شمر طوقه، الدفافعه، بني لآم، آل اقرع، البدير، الجبور، الشليحات.
يکي ديگرازدلايل که براي شيعه شدن اين قبايل برشمرده مي شود دستوري است که طي آن سلطان سليم عثماني درسال 1517م و در رقابت با صفويان براي قتل عام شيعيان صادر کرد.با صدور اين فرمان بسياري از شيعيان شهرنشين بر اساس قوانين قبيله اي تحت حمايت قبايل قرار گرفتند و در ميان ايشان ساکن شدند و در واقع از حضر به بدو رفتند. مهاجراني که به ميان قبايل رفتند سرگذشت اهل بيت را يادآورشدند و قبايل را آرام آرام به تشيع کشاندند. اسحاق نقاش معتقد است درپي تحولات قرن نوزدهم ميلادي جامعه ي شيعي درعراق پديد آمد. وي ريشه ي فکري تشيع جديد در عراق را اسکان قبايل ايلي - عشيره اي در مناطق شهري دانسته است. به نظر او اسکان قبايل در همسايگي جوامع شيعي و بقاع متبرکه ي خاص اين مذهب، اين قبايل را به تعريفي جديد از خود واداشت. او براين ادعاست که فشاردولت سني مذهب عثماني، از يک سو، و وهابي گري سعوديها، از سوي ديگر، اين گروه مهاجر را به تعريفي شيعي ازخود وادار کرد. تشديد شيعه گري درعراق، را نقّاش ازحملات سال هاي 1831م عثماني ناشي دانسته است. از نظر وي اقدام نيروهاي عثماني در تخريب اماکن متبرکه ي شيعي در1843م به احساس هويت شيعيان دامن زد. مهاجرت ازعربستان و تلاش براي يافتن هويت جديد در قالب نظام اقتصادي کشاورزي به جاي شباني، ساکنان تازه وارد رابه ديني متضاد با وهابيت علاقه مند کرد.

شيعيان در ميان اقوام ديگرعراق
نيمي ازقبايل ترکمان عراق(ترک)، که در شهرهايي چون تلعفر، کرکوک و ساير مناطق شمال عراق و در نزديکي مرزهاي ترکيه زندگي مي کنند، شيعه هستند همچنين در ميان کردها نيز گروهي به نام فيلي شيعه هستند.اين عشايردرشمال شرقي عراق، يعني دربدره، جصان، مندلي و خانقين، و غرب ايران، يعني مهران، ايلام و کرمانشاه ،زندگي مي کنند و اصليتشان از پشتکوه لرستان ايران است.
فيلي ها از محله هاي گوناگون بغداد مانند رصافه و صدريه، و باب الشيخ و شورجه نيز بسيار يافت مي شوند و بسياري از آنها از بازرگانان بغداد بوده اند. بعضي از فيلي ها نيز گروه هاي فتوت را در بغداد تشکيل مي دادند. اينان چنان با عرب ها در هم آميخته بودند که کسي نمي توانست آنها را از عرب ها تشخيص دهد، با وجود اين در دوره هاي گذشته نمي توانستند شناسنامه ي عراقي داشته باشند. با انقلاب عبد الکريم قاسم وضع بهترشد، امّا از دوره ي عبدالسلام عارف به بعد عمليات گسترده اي براي اخراج فيلي ها از عراق به بهانه ي ايراني بودن و البته تشيع انجام شد و بسياري ازايشان به ايران تبعيد شدند. دراين ميان گروه ديگري موسوم به شبک، که در پيرامون موصل (جلگه ي نينوا)زندگي مي کنند، نيزشيعه اند. بحث درباره ي شبک ها بسياراست، گاهي ايشان را يک قوميت عراقي، گاهي قوميتي ترکي و گاهي نيز ايراني تلقي مي کنند، گاهي نيزآنها را گروه ديني مستقلي که ريشه ي زردشتي گري دارد معرفي مي کنند. عده اي ديگر نيز ايشان را غلات، و برخي نيز قوميتي مي دانند که بعضي ازآنها شيعه و بعضي ديگر سني شافعي مانند کردهاي اطرافشان هستند. امّا خود شبکها و دست کم گروهي ازايشان، به ويژه دکتر حنين محمود القدو(چهره ي سياسي و نماينده ي سابق پارلمان عراق)، شبک ها را در عصر حاضر گروهي متشکل ازنژادهاي گوناگون مي دانند که در گذر تاريخ و بر اثر حوادث و ارتباطات به شکل يک قوميت که زباني خاص دارد درآمده اند. محمود القدو شبک هاي اوليه را آريايي هايي دانسته است که از دوره ي ساساني در منطقه ي شرق موصل سکونت يافتند و پارسي سخن مي گفتند. وي همچنين بر آن است که شبک ها در دوره ي صفوي به تشيع صوفيانه ي بکتاشي و قزلباشي روي آوردند و به صفويان، و پس ازايشان در حمله ي نادرشاه به موصل،به وي پيوستند.

نويسنده: حسين افق
منبع: مجله زمانه، شماره95

هرگونه کپی برداری از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام، بلامانع می باشد