تحلیل ویژگی های حضرت عباس علیه السلام در گفتار معصومین علیهم السلام

(مدت زمان لازم جهت مطالعه: 22 - 43 دقیقه)

مقدمه
ظهور و گسترش اسلام در قرن اول هجری، ضمن تولید و اشاعه ی گفتمان و نظریه ی بدیع و چرایی و چگونگی اداره ی جوامع بشری و نیز ساخت یک تمدن، بسیاری از نحله های فـکری و بـاورهای دیـرینه ی قبیلگی و گاه قیصری و کسرایی را بـه چـالش کـشید. زودودن غبار آداب و سنن جاهلی در جزیره العرب و عبور فرهنگ و معارف اسلامی از مرزهای عربستان و نیز آگاهی مردم دیگر سرزمین ها تا مرزهای اروپا از این معارف از جـمله دسـتاوردهای مـهم فرهنگی مسلمانان بوده است، اما نکته ی در خور تـأمل ایـن است که مسلمانان پس از رحلت رسول الله برای اداره ی جامعه به روش دو گانه رسیدند، روشی مبتنی بر امامت و روشی مبتنی بـر خـلافت.

در روش امـامت، مرجعیّت دینی و مرجعیّت علمی و نیز هدایت و مدیریّت و سپردن امامت بـه فرد واجد عصمت، عدالت و علم به نصّ الهی، از اصول اساسی بوده و در روش خلافت اداره ی جامعه مقدّم بر مرجعیّت عـلمی و دیـنی و بـدون نیاز به نصّ الهی است. از آنجا که روش خلافت مبنای مدیریت جـامعه قـرار گرفت، امامت به عنوان یک فلسفه و بحث نظری در ذهن بخشی از جامعه ماند و به مثابه ی پشتوانه ی فـکری و عـملی نـقد خلافت ایفای نقش نمود. هر یک از ائمه اطهار به تناسب وضعیت عـصر خـویش بـرای پاسداری از اسلام و سیره ی رسول الله و انجام ماموریت الهی خویش کوشیدند تا سیمای جامعه را از بدعت ها , انـحرافات, اشـرافیت و سـتمگری و تضعیف ارزش های اسلامی بزدایند و مکتب فکری و فقهی محکمی را پایه گذاری نمایند. ائمه به عـنوان بـا صلابت ترین و عزیزترین و جامع ترین انسانها، برای استمرار رسالت الهی اسلام و احیای سنّت و مـیراث تـمدنی پیـامبر خدا با تمام ظرفیت به امر هدایت و روشنگری مردم مشغول بوده و گاه با قـبول مـسئولیت و مدیریت جامعه و گاه با صلح و قیام و تقیه به تکلیف الهی و وظیفه اجتماعی خـود عـمل نـمودند. عده ای از مسلمانان و صحابه ی رسول الله همسو و هم رأی با ائمه، در این حرکت تاریخی در صحنه بوده و بهعنوان مـبلّغ، مـبشّر و مبارز در نبرد نرم و سخت و یا بر منبر ارشاد و هدایت حضور داشتند. در ایـن جـمع ولایـی، افرادی از اقوام عربی ایرانی، آفریقایی حاضر بوده و چنان امام عصر خویش، علم پاسداری از اسلام را تـا سـر حـد ایثار جان بر دوش گرفتند.

غلبه تفکّر قبیلگی بر تصمیمات و سیاست های خـلفا و نـفوذ و تسلط امویان بر نهاد خلافت، بستر انحرافات از اصول قرآن و سیره رسول الله را فزونی بخشید و زمینه ی بازگشت اشـرافیّت جـاهلی را مهیا ساخت. دوره حکومت امام علی فرصت گرانبهایی را برای گروش مردم به مـکتب اهـل بیت و نیز احیای سیره ی تابناک رسول الله بـود. امـا تـفکّر قبیلگی و اشرافیّت عربی مانع از تحقق چنین آرمـانی گـردید و امام را به ناچار در شرایط تقابل با این تفکّر بنیان برافکن و ویرانگر قرار داد کـه نـتیجه ی آن ظهور اسلام ناب محمدی و عـلوی و اسـلام دروغین امـوی بـود؛ تـقابلی که مردم در هاله ای از شک و ترید قـرار گـرفته و با تسلط امویان بر حکومت جرات حمایت از مکتب اهل بیت را از دست داده و شـاهد قـتل آزار و تعقیب و حبس مردان آسمانی و پیروان مـومن آنها شدند. در بین یـاران و پیـروان نظام امامت، حضرت عباس(ع)، فـرزند امـام علی نقشی ممتاز و تاثیرگذاری داشت وی زندگی سه امام را درک نمود و در عاشورای سال 61 قمری در راه دفـاع از مـکتب امامت و حقیقت اسلام به شـهادت رسـید. او نـه به عنوان فـرزند امـام، بلکه به عنوان یـک پیـرو کامل، از سن نوجوانی همراه پدر و برادران به تکلیف الهی خویش عمل نمود و به عینه صـحنه ی تـقابل اسلام انحرافی اموی را با حقیقت اسـلام شـاهد بود و رشـادت ایـشان در صـحنه کربلا ریشه در تربیت عـلوی او دارد و اگر در روایت ائمه هدی، پس از واقعه ی کربلا از مقام و منزلت عباس بن ابی طالب سخن گفته مـی شود، نـاشی از صلابت ایمان و عمق باورهای او در گذشته بـوده اسـت و هـمین طور نـقش بـی بدیل وی در جهاد بـا سـتمگران و منحرفان از اسلام راستین می باشد. در این مقاله تلاش شده است که روایات ماثوره از ائمه هدی درباره حـضرت ابـوالفضل (ع) مـورد تحلیل قرار گیرد با توجه به اهـمیت مـوضوع و شـخصیت قـمر بـنی هـاشم سعی گردید بر اساس منابع معتبر روایات و گزارشهای تاریخی استخراج و با استناد به آنها موضوع مورد بررسی قرار گیرد. شناخت ویژگی های حضرت ابوالفضل(ع) در روایات ائمه هدی، مـهمترین مسئله این مقاله است.

رسالت حضرت عباس (ع)در عصر سه امام
درس آموزی حضرت عباس(ع) از مکتب علوی
تکلیف عباس(ع) در 34 سال زندگی (امینی،1403،ج7:429) در دفاع از حریم امام و امامت و خضوع در برابر ولایت الله و ولایت امام عـصر خـویش منبعث از ایمان باطنی و بصیرت دینی است. قوت ایمان و استواری در راه خدا یکی از بارزترین ویژگی های حضرت عباس (ع) است. آن مرد الهی که در دامان ایمان و مرکز تقوا پرورش یافته بود، چنان تقوا و ایـمان بـا روح و روان و تمام وجود او عجین شده بود که وی را به یکی از بزرگان تقوا و توحید مبدل ساخت. (ابطحی 99:1391)

خداوند در قرآن (یوسف /106)می فرماید: "اکثر مومنین ایمان نـمی آورند، مـگرآنکه همراه ایمان شرک هم مـی ورزند یـعنی شرک خفی می ورزند" ولی عباس از همان کودکی این توحید را نمایان ساخت.

چنانکه امام صادق(ع) به ایمان عمویش عباس (ع) اشاره دارد و می گوید: عمویمان عباس بـصیرتی نـافذ و ایمانی استوار داشت.(ابـن عـنبه،1380، چ دوم: 356)

تربیت عباس (ع) در دامان پدری معصوم و مادری نیکو خصال از وی عبد صالح و مومن متعهد ساخت. از سجده های طولانی و کثرت نماز عباس(ع) در روایات سخن به میان آمده و آثار سجده بر جبین او ظاهر گشته و مـصداقی از ایـن آیه قران بود (سیماهم فی وجوهم من اثرالسجود) بود (فتح:29) ابوالفرج اصفهانی در باره این نوع رفتار عبادی وفاداری عباس (ع) نقل های درس آموزی بیان نموده است (ابوالفرج اصفهانی 54-153) افزون بر قوت ایـمان و عـمق بینش دیـنی عباس(ع) وی در فراگیری علم و دانش سرآمد بود، زیرا در مکتب علم و دین حضرت علی (ع) درس آموخت. تعبیر: "زق العلم زقا" کـه در برخی نقل ها آمده است، اشاره به این حقیت دارد که تغذیه عـلمی او از هـمان دوران کـودکی بوده است. مقام فقهی او بالا بوده و نزد راویان مورد وثوق به شمار می رفت و دارای پارسایی فوق العـاده بـود. نظر برخی از دانشمندان در مورد وی چنین است عباس(ع) از فقیهان و دین شناسان اولاد ائمه بود و عـادل ثـقه بـا تقوا و پاک بود.(رضایی چناری, 1388 ,چ سوم : 29 -28 )

فردی که سیره و سیمای او چنان شبیه مولا علی اسـت، همانند برادرانش در دوره حکومت امیرالمومنین در رکاب ولی جامعه بوده است. عباس (ع) در روزهای سخت صفین، عـلی رغم سن کم، در صحنه بـوده و در گـزارش های روایی و تاریخی آمده که وارد نبرد شده و تنی چند از سربازان معاویه را از پای در آورده و نیز گفته شده که عباس(ع) درکنار برادرش حسین (ع) در صفین برای دور ساختن دشمن از فرات و آوردن آب حضور داشته است (هادی مـنش 1381:47)

او در عصر امامت امام مجتبی(ع) موضعی موافق امام و برادر مظلوم و معصوم خویش داشت و پس از بازگشت امام به مدینه در کنار او به یاری نیازمندان شتافت. او همانند پدر، ایتام گرسنه را سیر می کرد و برهنگان را می پوشانید و پیادگان را سوار مـی کرد و زیـر دستان و ضعیفان را نوازش و دستگیری می نمود.(عماد زاده,1341 چ چهارم:134)

هر کس حاجتی به حضرت حسن (ع) یا حسین (ع) داشت به حضرت عباس(ع) عرض می کرد. رفعت و مهربانی و مهرورزی عباس(ع) با مردم به گـونه ای بـود که به او لقب "باب الحوائج" دادند اما عباس(ع) وقتی شاهد جفای ماموران معاویه نسبت به برادرش حسن(ع) و تیرباران نمودن جنازه او گردید، طاقت نیاورده دست بر قبضه شمشیر برده و امـام حـسین (ع) مانع او شد و برادر را به صبر دعوت نمود.(شریف القرشی 1411ق:112)

قمر بنی هاشم تا آخرین دور انداز زمان را با چشمهای تیز بین و سبب سوز خود مرور می کرد و می دید. اقدامات پدرش برای فـردای تـاریخ، بـه عنوان یک اصل اصیل حـکومت داری مـطرح بــوده و می بایست به اجرا گذاشته شود و اگر آنهایی که می خواهند زمام امور اداره جامعه اسلامی را به عهده گیرند به آنچه امروز تـصویب مـی شـود توجهی نداشته باشند، بی تردید موفق نخواهند بـود. عـباس بن علی (ع) از نزدیک می بیند پدرش چطور بی محابا، نورچشمی ها را از کارهای کلیدی کنار می گذارد و در کنار پدر فهم می کند نور چشمی ها هستند، کـه بـه اعـتبار نزدیکی می توانند کم کاری زیاد، برداشتن از بیت المال، هر آنچه مـی خواهند بردارند، اینان هستند که به لحاظ نورچشمی بودن از مرز مقررات عبور می کنند.(بدرالدین 1381:187)

قمر بنی هاشم در عـصر امـام حـسن (ع) همانند برادر مظلومش حسین بن علی(ع) و پیرو مخلص ولی عمل می نمود. عـباس (ع) بـه عینه شاهد رفتارهای مزورانه و منفعت طلبانه و سطحی گرایانه ی یاران و مردم عصر امامت حسن بن علی بـود و درایـن روزگـار سخت همگام با حسین (ع) همراه با حسن(ع) بود. سکوت و نرمش و صبر او پیـوست نـرمش قـهرمانانه امام عصر بوده است. مکتب علوی به او آموخته بود که تحت هر شرایط مـطیع امـام عـصر خویش باشد و همانند یک پیرو تمام عیار در رکاب امام حرکت نماید و چنان صحابه ی دنـیاگرا در عـرض امامت قرار نگیرد. او به عینه نظاره گر تحمیل صلح بر امام بود و جامعه شـناسی و مـردم شـناسی و شناخت عمیق او از تفکر قبیلگی و جاهلی امویان بیش از پیش فزونی یافت. او تربیت سیاسی اجتماعی خـود را در عـرصه عمل آموخت. سیاست ورزی او در رکاب سه امام شکل می گیرد؛ او همگام با حسین(ع) و هـمدل بـا حـسن(ع) در دوران صلح در مدینه به حیات علوی خویش ادامه داد و در روز شهادت امام حسن (ع) و تشیع جنازه او نقشی متفاوت از خـود نـشان داد، او وقتی توهین و جسارت و بی حرمتی امویان را بر جنازه برادر و امام جامعه دیـد، دسـت بـر قبضه شمشیر برد تا توهین آنها را پاسخ دهد، اما امام حسین (ع) بنا به وصیت بـرادرشان کـه خـونریزی را روا ندانسته بودند، ایشان را از حمله به بنی امیه باز داشتند. (ابطحی، 1391: 1081)

در مرام عـباس(ع) ازاطـاعت محض از امام عصر خویش وجود دارد، کما اینکه در هنگامه امامت امام حسن(ع) او مانند یک پیرو کامل، فـرموده ی امـام را در خصوص پرهیز از مبارزه و ماندن در خانه تا زمان معاویه زنده است (جعفریان، 1374: - ج دوم 378) بـر چـشم نهاد و سکوت عالمانه و امام گونه را بر مبارزه شـجاعانه تـرجیح داد.

وفـاداری عباس به تصمیم امام حسن(ع) همانند وفـا داری او در قـیام عاشورا ، نسبت به امام حسین(ع) است و راز این نوع وفاداری برگرفته از مکتب علوی و سـیره نـبوی است. شیعه معتقد است کـه کـردار و گفتار ائمـه اطـهار هـمانند نور واحد است و هریک به اقـتضای شـرایط، برای حفظ اسلام و حفاظت از جان، مال، ناموس و دین مردم بوده است و هـرگز مـردم را به انجام کاری و یا حضور در صـحنه ای اجبار نکرده اند و ایـن نـوع نگرش ائمه نسبت به خـویشان و اهـل بیت خود نیز صادق است در منابع حدیثی و تاریخی، روایتی دال بر تحمیل رای امام بـر نـزیکانش وجود ندارد، در نتیجه امام حـسن(ع) بـزرگترین قـدم اصلاحی را برداشت و در هـنگامه ای کـه فتنه و فساد حاکم بـود درهـای مکتب اخلاق محبت و اصلاح را گشود.(پیشوایی ,1378 چ نهم:138 )

رفتار حضرت عباس(ع) در نهضت کربلا
با فـوت مـعاویه و آغاز سلطنت یزید در سال 60 قمری، شـرایط تـاریخی جدیدی بـه وجـود آمـد. این شرایط مولود تـفکّر قبیلگی و تلاش چند دهه ی امویان برای برقراری ملوکیّت بوده است. یزید اولین ملک این تـفکر اسـت و امام حسین (ع) نیز اولین امام در تـقابل بـا ایـن تـفکر، تـفکری که بالذات ریـشه دیـنی ندارد و از نوع و جنس قیصری و کسرایی است. گفتمان امامت در تقابل با گفتمان خود ساخته اموی فصل نـوینی را در تـاریخ اسـلام رقم زد و عاشورای سال 61 نشانگر عمق راهبردی امـام حـسین(ع) در از مـیان بـرداشتن تـفکر طـاغوتی اموی از روح و روان و اندیشه مسلمانان است و مبیّن خلق گفتمان نو برای فردای تمدن اسلامی است. در این گفتمان که مبانی آن بر آمده از قران و سیره ی نبوی و علوی و مولود غدیر است، فـردی چون حسین بن علی(ع) مدیریت راهبردی آن را به عنوان امام عصر به عهده دارد. او برای تحکیم مبانی این گفتمان و تجمیع پیروان خود و فتح قلوب آیندگان و نیز ساختن راهی به سوی خلق ایـده های انـقلابی علیه ستمگران و مستبدان به صحنه آمد؛ صحنه ای که جز اندک انسانهای مومن و مخلص وی را یاری نکردند.

امام برای رهانیدن امت پیامبر از ظلمات اموی و وارد نمودن آن ها در مسیر نور و هدایت، علم مـبارزه عـلیه یزید و یزیدیان را بر دوش گرفت. امام با عمق وجود انواع انحرافات و بدعت ها و بی عدالتیها را با چشم سر دید و از مردم عصر خویش شناخت کافی و وافـی داشـت. او نه تنها کوفیان، بلکه مـردم حـجاز و شام و نیز دنیاگرایان را که صبح در کنار امام و عصر در پشت سر معاویه و یزید رفتند، را دید و می شناخت. امام شاهد خروج شبانه عبید الله عباس با هشت هـزار نـفر از اردوگاه امام حسن(ع) بـه پایـگاه نظامی معاویه را نظاره کرد. (جعفری،1364: 177) او جنس، ماهیت و طرز اندیشه مردم زمان خویش را درک کرد و رنگ زمانه را رنگ غیر اسلامی، به دنیا گرایی و یهودی گری یافت. او در حدیثی بس ارزنده و ماندگار زمان و زمانه خـود را ایـن گونه توصیف نمود:

"ان الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصو بالبلا قل الدیانون. (حرانی , 245)

به راستی که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنـهاست، تـا جایی کـه دین وسیله زندگی آنهاست دین دارند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دین داران کم شوند. "

به راستی در سـال 61 قمری، چه کسانی از صحابه و تابعین می توانستند معنای سخن امام را درک و بـرای روشـنگری و رهـایی مردم از ظلمات عصر به تبیین سیره و اندیشه امام بپردازند؟ قدر مسلّم در آن عصر، تعداد مردمی که این حدیث را شـنیده زیـاد بودند، اما تعداد عالمان برای تبیین نظام امامت و تبلیغ پیام امام زیاد نـبودند.

عـافیت طـلبی، دنیاگرایی و ترس از استبداد اموی مانع از جنبش تبیین و تبلیغ عالمان و پیروان بوده است. راهبرد امتناع امـام از بیعت با فردی چون یزید، راهبردی سخت و خطرآفرین بود و مردم عصر امام بـا توجه به اوصاف یـاد شـده، هرگز خود را فدای آن نمی کردند. امام در این دوره، نه تنها طراح و معمار بوده، بلکه قوی ترین مبلّغ و مبیّن پیام ها نیز بوده است و در مواقف مختلف به صورت عمومی و خصوصی اهداف نهضت را تشریح می کرد. نـکته درخور تامل و تدبّر این است که امام اهداف نهضت را با اهل بیت و خویشان خود در میان گذاشت و ابتدا از آنان آغاز نمود و این روشی بود که رسول خدا در تبلیغ رسالت از او بهره گرفت.

هـمسو نـمودن اهل خانه و عشیره می تواند بستر عمومی شدن نهضت را با ضریب اطمینان بیشتر مهیا سازد. امام در بُعد تبیین نهضت توانست انسان های مومن و قوی بنیانی را با خود همراه سازد و هریک از آنان در طـول نـهضت نقش بر جسته ای را ایفا نمودند .

مسلم بن عقیل، قیس بن مسهر، زهیر بن قین، حبیب بن مظاهر و حضرت ابوالفضل(ع) با برادرانش از جمله راست قامتانی بودند که قلباً، زبـاناً و قـدما در خدمت امام و نهضت عاشورا بودند . در جمع یاران امام، قمر بنی هاشم نقش کم نظیر و به عبارت صحیح بی نظیری را ایفا نمود. او نه تنها ایمان و وفاداری خویش را در راه امام مـحکم نـمود، بـلکه توانست ایمان و اراده برادرانش را در وفاداری بـه امـام اسـتوار سازد و تا فرجام شهادت برای لحظه ای از این وفاداری عدول نکردند و این رفتار یاران است که امام حسین(ع) فرمود: من اصحابی بـا وفـاتر و نـیکوتر از یاران خود و خانواده ای بهتر از خانواده خود نمی شـناسم.

راز ایـن جمله امام چیست؟ در جواب باید گفت: حفظ سلامت امام یکی از دلایل مهم اصحاب بوده است و آن را یک تکلیف می دانستند. نـکته ی دیـگر ایـن که اصحاب امام علی رغم داشتن فرصت نجات خود، هرگز ایـن راه را انتخاب نکردند و تا دم آخر در کنار امام ماندند . عامل دیگر در این باره بصیرت آنان در تشخیص تکلیف و نیز زمـان ادای تـکلیف بـود و دلیل دیگر ادب و معرفت آنان نسبت به جایگاه ملکوتی امام بود. (قـادری , 1390 , چ پنـجم: 90 -288)

افزون بر این، عاشورا تجلی گاه ادب و اخلاق بود و امام که سنبل اخلاق انسانی بود و یارانش نـیز در عـالیترین درجـات اخلاقی تا جایی که امام برادرش را با عبارت "جانم فدای تو بـاد" صـدا مـی کرد. (منتظر قائم , 1387 , چ چهارم: 145)

در این باره مطالب ارزشمندی در گزارش های روایی هست. در روایتی آمده، وقتی کـه ابـوالفضل(ع) از امـام اجازه رفتن به میدان خواست، امام به سختی گریست به گونه ای که محاسنش از اشـک تـر شد و فرمود: " یا اخی کنت العلامه من عسکری و مجمع عددنا فاذا انت غـدوت یـول جـمنا الی الشتات و عمارتنا تنبعث الی الخراب. برادر جان، تو نشانه و برپایی سپاه من و محور پیـوستگی نـفرات ما هستی اگر تو بروی جمعیت ما پراکنده و ویران می شود. (بحار الانـوار , ج 45 : 41 )".

و هـمین طـور نقل است هنگامی که عباس بن علی(ع) شهید شد امام فرمود " الان انکسر ظهری و قلت حـیلتی، ایـنک کمرم شکست و راه چاره بر من محدود شد. "(ابن شهر اشوب , ج 14 : 117)

عشق و ارادت و رابـطه مـریدی و مـرادی امام و عباس(ع) به گونه ای است که هریک سودای فدا شدن برای دیگری در سر دارند و نـقش عـباس در نـهضت کربلا آن قدر بر جسته و تاثیر گذار است که امام حسین(ع) رفتن او را بـه مـعنی بهم ریختگی لشکر می داند و عاشورا برای عباس(ع) ایام بازشناسی خدا و قرآن است و نیز زمان باز شـناسی پیـامبر(ص) و علی(ع) است. (گواهی ,1386 : 130 )

به تحقیق ثابت شده کسانی که معرفت به حـیات بـاطنی و معرفت ملکوتی نسبت به نظام هستی یـافتند تـوانستند راه بـه سوی حقیقت وجود عالم را به دست آورنـد و سـیره انبیا و ائمه هدی به خوبی نمایانگر طریق وصول به حقیقت و قرب الهی اسـت.

قـمر بنی هاشم با درک این مـعرفت دل در گـرو امام نـهاد و اکـنون چـون خورشید تابان در آسمان زندگی برای رهـایی انـسانها از ظلمات می تابد. اگر به ابعاد ملکی و ملکوتی نهضت عاشورا توجه گردد، بـه وضـوح مشاهده می شود که نقش و جایگاه ابـوالفضل(ع) در این فضا بسیار اسـاسی و مـاندگار است. عشق مردم به حـضرت و قـسم خوردن به او و باب الحوائج دانستن وی نشان از جایگاه حضرت در قیام عاشوراست و به عبارتی تـفسیر روشـن و اطمینان بخش از نهضت کربلا، عـباس بـن عـلی(ع) است و حرم امـام بـدون حرم عباس (ع) تعریف و تـفسیر نـمی گردد.

شریف القرشی درباره ویژگی های حضرت عباس(ع) می نویسد: ابوالفضل(ع) همه فضیلت ها و صفات پدر را بـه ارث بـرد، تا آن که نزد مسلمانان سنبل هـر فـضیلت و نماد هـر ارزشـی والا گـشت. صفاتی مانند شجاعت، ایـمان به خدا، خویشتن داری، صبر و قوت اراده، مهربانی و وفاداری (شریف القرشی , 1393 , چ نهم: 64 - 55)

صفتی که عام و خاص دربـاره حـضرت عباس(ع) بیان می کنند، صفت وفـاداری اسـت. ایـن صـفت بـدون پشتوانه ی اعتقادی و فـکری مـمکن نیست. وفا و وفاداری در زمره فضائل و ملکات اخلاقی است و اوج این وفاداری در ایثار جان برای بقای یک مـکتب و نـظام، خـود نمایی می کند. هریک از شهدای راه اسلام و انـقلاب اسـلامی بـه تـأسی از ایـن صـفت و مصداقی چون عباس(ع) برای حیات اسلام ایثار جان نمودند. آنچه که از وفاداری حضرت عباس (ع) در عاشورا قابل درک است وفاداری در تمامی ابعاد آن است. وفاداری حضرت در محور های زیر مـعنا یافته و تاریخ وفاداری را در سیر تمدن بشر روایت ویژه و ممتاز نموده است.

وفاداری به دین.
وفاداری به امت.
وفاداری به وطن.
وفاداری به برادر و امام
در سیره حضرت عباس(ع) موارد یاد شـده بـه وضوح دیده و تفسیر می گردد. معمولاً انسانها در لحظه خطر در پی وسیله یا فرصت نجات خود از معرکه می گردند. اما عباس(ع) با تمام وجود و عشق شورانگیز پای در معرکه می گذارد. برای او حفظ و اسـتمرار اسـلام برپایه ی سیره ی نبوی و علوی الویّت اول بوده است.

برای او اقامه نماز و اجرای حدود الهی به سبک رسول الله و ائمه هدی مبنا و اساس بوده است. بـرای او تـحقق اهداف نهضت کربلا و رهایی مـردم از ظـلمات و ستم و استبداد امویان و نابودی انحرافات و ابداعات دینی مهم بوده است. برای او زندگی با استقرار نظام امامت و پیوست امت به امام معنا داشته است. بـرای او زنـدگی در پرتو تجلی نور امـامت بـه امامت حسین بن علی(ع) برای رستگاری جامعه و وارد نمودن مردم به صراط مستقیم هویت بخش بود. برای او رساندن آب به مردم و بر عهده گرفتن سقایت امت اهمیت ویژه داشته است. برای او پالودن جـامعه از مـظاهر و شرک و دوئیت و تظاهر و ریا، مکر و حیله، مردم فریبی و دنیا گرایی در ظلّ استقرار نظام امامت یک تکلیف الهی بوده است. برای او انجام دقیق تکلیف الهی و نشان دادن وفاداری به نظام امامت و امـام عـصر حسین بـن علی(ع) یک شاخص ماندگار بوده است. برای او با بستن آب به روی انسان و محروم نمودن انسانها از نعمت های خدادادی و حـفظ حیات طیبه آنها، به عنوان عزیزترین و شریفترین کار در قیام بوده اسـت و او بـه امـر امام برای رساندن آب به کودکان و زنان و مردان حاضر در قیام شربت شهادت نوشید. آب را دید بر کف گـرفت ولی هرگز قبل از رساندن آن به خیمه ننوشید. او در هنگام نبرد با دشمن و در حین مبارزه بـا زیـد بـن ورقا در حالی که مشک آب بر گردنش بود این رجز را خواند:

 

والله ان قطعتوا یمینی انی احامی ابـدا عن دینی

و عن امام صادق یقینی نجل النبی الطاهر الامینی

 

به خدا سـوگند اگر دست راستم را قـطع کـردید،من همیشه حامی دین خود هستم و از امامی که دارای یقین است و درست بود و نوه ی پیامبر پاک و امین است، حمایت می کنم. این کلمه که فرمود "احامی ابدا عن دینی" یعنی همیشه حامی دیـن خود هستم، این وظیفه هر متدینی است که دائما طرفدار دین باشد و از جان و مال و دست و قدم خود در راه دین مضائقه نکند. (کلباسی , 1389 , چ 6: 88 - 187)

در منابع تاریخی درباره مشق وفادرای و عرصه جان نثاری او گزارشهایی وجـود دارد. دیـنوری می گوید: آنگاه که همه یاران امام و شماری از بنی هاشم به شهادت رسیدند حضرت ابوالفضل(ع) به برادران خود عثمان و عبدالله و جعفر فرمود جانم فدایتان پیش تازید و از سرورتان حمایت کنید تا ایـن کـه در برابرش به کام مرگ فرو روید، آنان همگی به میدان نبرد رفتند و کشته شدند. (دینوری, 1960: 257 ) گزارش دینوری در الکامل فی التاریخ آمده و این نشان می دهد که عباس(ع) در راهی کـه انـتخاب کرده بود، چقدر استوار و مومن است. (ابن اثیر،1376،ج پنجم،چ دوم:2253)

انسان وفادار به دین و امام در لحظه نیاز نه تنها به خود، بلکه به افراد دیگری که وفادار به نهضت و مـکتب اند را یـادآوری مـی کند و درس می دهد. عباس(ع) که تـجسم وفـادرای بـه مکتب امام است تا فرجام شهادت پیش می رود و به فرمان امام عصر و رهبر نهضت برای نجات اسلام رهسپار کربلا می گردد (جـوادی آمـلی، 1386 ج پنـجم : 147)

مورّخان درباره نحوه شهادت عباس(ع) می گویند او بـه مـیدان شتافت در حالی که این رجز را می خواند ((سوگند راستین به خدای بزرگ و ارجمند و به حجون و زمزم و به حطیم و آستانه ی آنـکه مـورد احـترام است، هر آینه تن را به خون خود رنگی می سازم در راه دفـاع از حسین که پیوسته با افتخار بوده و پیشوا فضل و کرم (ابن اعثم کوفی , 1392 , ج 5: 207)

حضرت عباس(ع) در گفتار اهل بیت
شـهادت عـباس بـن علی در کنار امام حسین(ع) واقعیتی است که امیر مومنان در هنگامی کـه دسـتان عباس(ع) را بوسه می زد، با چشم دل و بینش غیبی می دید. «روایت است که در دوران طفولیت حضرت عباس(ع) یـک روز عـلی بـن ابی طالب وی را در دامان خود گذاشت و آستین هایش را بالا زد و درحالی که به شدت اشـک مـی ریخت، بـه بوسیدن بازوهای عباس(ع) پرداخت. ام البنین حیرت زده از این صحنه از امام پرسید چرا گریه می کنید؟ حضرت بـا صـدای آرام پاسـخ داد به این دو دست نگریستم و آنچه را که بر سرشان خواهد آمد به یاد آوردم. ام البنین هـراسان پرسـید چه بر سر آنها خواهد آمد؟ امام با تأثر گفت آنها از بازو قطع خـواهد شـد. چـرا دست های او قطع می شود؟ امام به او خبر داد که دستان فرزندش در راه یاری اسلام و دفاع از برادرش قطع خـواهد شـد.» (ربانی خلخالی , 1386 , چ 7: 140)

افزون بر روایت مذکور بعضی روایت هایی هم وجود دارد که دلالت بـر پیـشگویی حضرت علی(ع) نسبت به آینده عباس(ع) دارد. البته پذیرش قطعی این گونه روایات نیاز به بـررسی عـمیق اسناد و صحت محتوای آن دارد. قضاوت درباره ی شخصیت های دینی و ملی و تاریخی بدون حـصول اطـمینان از داده هـا روشی است غیر علمی و گاه موجب تشویش اذهان عمومی نسبت به بزرگان می گردد. شبستری بـه اسـتناد سـخن عبدالحسین حلی می گوید: « امیرالمومنین حضرت عباس(ع) را فرا خواند و به سینه چسباند و چـشمانش را بـوسید و از او عهد گرفت که چون در کربلا بر آب دست یافت تا برادرش تشنه است، قطره ای از آن ننوشد و این کـه اربـاب مقاتل گویند حضرت عباس(ع) در شریعه فرات آب از دست بریخت به سبب اطاعت از سـفارش پدرش عـلی مرتضی بوده است.» (شبگاهی , 1389: 64)

مقام و منزلت عـباس(ع) نـزد خـاندان عصمت و طهارت بالا و والاست و قبل از این کـه عـباس(ع) حماسه بلند تاریخی و انسانی خود را در کربلا به منصه ظهور رساند درباره او و آینده ای کـه رقـم خواهد خورد سخن گفته اند. نـقل اسـت که رسـول الله از دخـترش حـضرت زهرا (س) پرسید برای شفاعت امّت مـن چـه آورده ای؟ گفت دو دست ابوالفضل(ع). (کلباسی , 1384: 209 )

این نکته نشانگر عظمت روحی و معنوی ابوالفضل نـزد بـانوی دو عالم حضرت زهرا(س) است که در مـقام شفاعت دهی قرار دارد. اکـنون کـتب متعددی در باب کرامت حضرت ابـوالفضل بـر اساس دریافت گزارشهایی از افرادی که توفیق دریافت کرامت شدند، تدوین شده است و لقـب بـاب الحوائج قمر بنی هاشم بـه دلیـل هـمین شفاعت بخشی و کـراماتی اسـت که حضرت دارد. (سید بـن طـاووس , 1389 , چ 12: 70 - 355 )

آنچه درخور تامل است واقعه ای است که برای عباس(ع) در قیام کربلا رخ دارد و آنچه رخ دادهـ بـا پیشگویی حضرت علی(ع) تطابق دارد. رزم حماسه سـاز عـباس(ع) و نوع ایـثارگری بـی نـظیر او توانست واقعه کربلا را در نـزد اهل بیت و تنی چند از ائمه اطهار بسیار ارزشمند و ماندگار جلوه دهد و درباره شخصیت و خدمات عـباس(ع) سـخنانی مهم و تاثیرگذاری را بیان نمایند. امام سـجاد (ع) دربـاره حـضرت عـباس (ع) مـی فرماید:

رحم الله عـمی العـباس فلقد اثرو ابلی و فدی اخاه بنفسه حتی قطعت یداه فابدله الله عزوجل منهما جناحین یطیر بهما مـع المـلائکه فـی الجنه کما حبل لجعفر بن ابی طـالب و ان العـباس عـند الله تـبارک ئ تـعالی مـنزله یغبطه بها جمیع الشهدا یوم القیامه. (صدوق , 1416 ق , ج اول: 35 )

خدا عمویم عباس را رحمت کند، که ایثار کرد و خود را به سختی افکند و در راه برادرش جان بازی کرد , تا آن که دست هـایش از پیکر جدا گردید، آن گاه خداوند به جای آنها دو بال به وی عنایت فرمود که در بهشت همراه فرشتگان پرواز کند. همان سان که برای جعفر طیار قرار داد . عباس نزد خداوند مقامی دارد کـه هـمه شهدا در قیامت بدان غبطه می خورند.

در گزارش های تاریخی است که امام سجاد(ع) وقتی عبید الله فرزند قمر بنی هاشم را در مدینه دید روایت مذکور را بیان کرد. بعضی از محققان این روایت را در قـالب "حـدیث غبطه " تبیین و تشریح کرده اند. نوع جانبازی و ایثارگری عباس (ع) موجب شده که امام بدین گونه او را توصیف نماید و با دو بال بسان ملائک در آسمان بهشت بـه پرواز درآیـد. از منظر امام، مقام عباس(ع) نـزد خـداوند چیست؟ که تمامی شهدا به آن غبطه می خورند. افسوس که ما توان درک این روایت را نداریم، اما آنچه که درخور تاثیر پذیری و درس آموزی است، استمرار حـرکت عـباس درباره ی تحقّق نظام امـامت و اسـتقرار حکومت صالحان به رهبری امام صالح در زمین است و قدر مسلم تحقق این نظام بدون هزینه و بدون ایثارگری از جنس ایثارگری و وفاداری عباس(ع) به امامت و ولایت ممکن نیست .

ویژگی های حضرت عـباس (ع) در کـلام امام صادق(ع)
امام صادق (ع) درباره حضرت عباس(ع) می فرماید: "کان عمنا العباس نافذ البصیره , صلب الایمان جاهد مع ابی عبدالله و ابلی بلا حسنا و مضی شهیدا . (ابن عنبه ,1380 , چ دوم : 1356 )

عموی مـا عـباس دیده ای تـیزبین و ایمانی استوار داشت و همراه حسین(ع) جهاد کرد و از امتحان سرافراز بیرون شد و سرانجام به شهادت رسید."

سخن کـوتاه و پرمغز امام درباره ابوالفضل (ع) نشان از مقام رفیع و یا حکایت از اهمیت عـمل عـباس(ع) در کـربلا دارد. مفاهیمی که امام در این روایت استفاده نمود مفاهیمی است که هر انسان مومن برای تحقق نظام امـامت و نـیز حاکمیت و عینیت یافتن ارزش های اسلامی در زندگی فردی و اجتماعی به آن نیاز دارد. مفاهیمی است کـه هـر انـسان عاقل برای عبور از پیچ و خم های زندگی و زدودن غبار انحراف و شبهه از ذهن و قلب و زبان خویش بـه آن محتاج است.

خداوند می فرماید: "پس آیا کسانی که تو را تکذیب می کنند در زمـین گردش نکرده و با دیـده عـبرت به این ویرانه ننگریسته اند تا برایشان دل هایی پدید آید که با آنها در فرجام کفر و شرک بیندیشند، یا گوش هایی که با آنها حقایق را بشنوند و ایمان بیاورند به یقیق دیده ها نابینا نیست ولیـ دل هایی که در سینه هاست کور است." (حج / 46 )

به استناد آیه فوق عباس بن علی(ع) در دوره زندگی تقابل ایمان و کفر، مومن و منافق و راستی و کجی را تجربه کرده و با تمسّک به ولایت امام معصوم و سوار شـدن بـر کشتی نجات توانست خود را به ساحل نجات برساند. بینایی و دانایی وی ناشی از تعلیماتش در مکتب علوی است و بی دلیل نیست.

امام صادق او را «نافذ البصیره» می نامد. امیر مومنان درباره فرد بصیر مـی گوید: "هـرکس باید از خویشتن بهره گیرد، زیرا بصیر و بینا آن است که بشنود و بیندیشد، نگاه کند و ببیند و عبرت گیرد و از آنچه موجب عبرت است نفع برد، سپس در جاده روشنایی گام نهد و از راه هایی بـه سـقوط و گمراهی و شبهات اغوا کننده منتهی می شود دوری جوید..." (نهج البلاغه , خطبه 153 : 325)

حضرت عباس(ع) در دوره زندگی به خوبی دید، شنید و آموخت که چگونه جریان انحرافی را از حقیقت نظام امامت باز شناسد. او بـخوبی دریـافت کـه بقای اسلام و استواری سیره نـبوی و عـلوی در سـپردن امور به دست امام معصوم است. مفهوم دیگری که امام صادق(ع) درباره حضرت بیان کرد " صلب الایمان" است. بی تردید ایـمان اسـتوار او مـوجب گردید که امواج انحرف و فتنه و شبهه مسلط بـر جـامعه نتواند او را از مسیر امام دور سازد و امام صادق(ع) با شناخت از مکتب کربلا و رفتار عباس(ع) این مفهوم را برای او بیان داشت. ایمانی کـه بـرآمده از شـناخت عمیق او نسبت به قرآن و سیره نبوی و علوی است. در شرح کـلام امام صادق(ع) تنها به آن بعد ایمان که در جهاد و پیکار با دشمنان تاثیرگذار است پرداخته شود و ایمان ابوالفضل(ع) از آنـ جـهت کـه پشتوانه او در صحنه ی سهمگین کربلا و دلگرمی او در پذیرش بلاهای سنگین بود بررسی مـی شـود. (خرمیان, 1386: 34 -133 )

در باب ایمان و مراتب و درجات آن در قرآن و سنت به تفصیل گفته شده است، اما درباره تشریح اهـمیت سـخن امـام صادق(ع) درباره ایمان استوار عباس(ع) چند آیه و حدیث نقل می گردد. خداوند مـتعال مـی فرماید: "و بـدانید که رسول خدا در میان شماست و شما باید این نعمت را پاس بدارید، اگر او در بسیاری از امور از آرای شـما پیـروی کـند دچار زحمت می شوید و به هلاکت می افتید و خدا نخواسته است که چنین شـود بـلکه ایمان را برای شما دوست داشتنی قرار داد و آن را در دلهای شما بیاراست و کفر و فسق و گناه را در نـظرتان نـا خـوشایند ساخت تا رشد یابید و آنان که ایمان را دوست دارند و از کفر بیزارند رشد یافتگانند. " (حـجرات / 7 )

بـاید گفت که اوج حماسه ایثار عباس(ع) در کنار حماسه حسینی و شهیدان کربلا ریشه در رشد یـافتگی او دارد کـه ایـن گونه در کربلا خودنمایی می کند و بین امان نامه دشمن و ایمان به خدا و اعتقاد به نـظام امـامت با ضرس قاطع امان نامه دشمن را رد نموده و اشتیاق درونی خود را برای رسـیدن بـه وصـال یار به یکایک برادرانش نیز منتقل می سازد و حقیقت ایمان را درکربلا به کمال می رسـاند و بـی وجـه نیست که امام سجاد(ع) می گوید جمیع شهدا به عباس(ع) غبطه مـی خـورند. امام صادق(ع) می فرماید: "حقیقت ایمان به کمال نمی رساند مگر اینکه سه خصلت در او باشد. فـقه در دیـن , نیکویی تدبیر در امور زندگی و شکیبایی در مصیبت ها. " (مجلسی , ج 78: 239 )

رسول خدا(ص) در حدیثی مـی فرماید : "سـه چیز هست که در هرکسی باشد ایمانش کـامل مـی شود، مـردی که در راه خدا از هیچ ملامتی نمی هراسد، کسی کـه در هـیچ کاری ریا نمی کند و هرگاه دو کار برایش پیش آید که یکی دنیایی و دیگری اخـروی اسـت، مومن کار آخرت را بر کـار دنـیا ترجیح مـی دهـد. " (ری شـهری،1391،ج اول، 137)

مفهوم دیگری که امام صادق(ع) دربـاره حـضرت عباس(ع) گفت "موفقیت در امتحان" است. گاه مشاهده می شود که انسان در سـر دو راهـی قرار می گیرد و منافع زود گذر و نـاپایدار را بر منافع با دوام و مـاندگار تـرجیح می دهد. به فرموده رسول خـدا(ص) کـسی که کار دنیایی را بر کار اخروی ترجیح دهد، ممکن است در لحظات سخت دیـنداری از صـحنه خارج گردد؛ اما عباس بـن عـلی(ع) از ایـن امتحان سربلند بـیرون آمـد و به فوز عظیم شـهادت نـایل گشت. راست قامتان تاریخ در پرتو ایمان استوار و قلبی مالامال از عشق به خداوند و شدت عـلاقه بـه نظام امامت در مصاف نرم و سخت بـا دشـمن حماسه آفـرین بـودند و نـام نیک از خود بر صـفحه تاریخ ثبت نمودند. ملک ری، پست و مقام و ثروت بسیاری از افراد را از مکتب امام و سیره ی نبوی و علوی دور سـاخت و امـروز نیز بسیاری از افراد با افتادن در ورطـه غـفلت و بـی ایمانی از مـسیر انـقلاب و ولایت خارج و امـان نـامه دشمن را پذیرفتند و چه زیبا و پرمعنا آقا امام حسین(ع) فرمود: مردم بنده دنیا شدند و دین را تا آنـجا مـی خواهند کـه برای حیاتشان منفعتی داشته باشد و هنگام سـختی و نـیاز، دیـن داران کـم مـی شـوند.

سه مفهوم پر مغزی که در کلام امام صادق(ع) درباره ابوالفضل (ع) بیان گردید، خالق مفهوم چهارم یعنی شهادت در راه دین و حقیقت نهضت امام حسین (ع) است و این چهار مفهوم در حماسه عـباس (ع) به نحو احسن عملیاتی گردید. محوریت عباس(ع) در شب عاشورا نشان از بصیرت نافذه حضرت است و بنی هاشم در این شب در خیمه عباس (ع) برای مقابله با دشمن گرد هم می آیند . (فخار , 1389 : 50 - 49)

حائری در مـعالی السـبطین در روایتی می گوید عباس(ع) در جمع بنی هاشم در شب عاشورا به ایراد خطبه بپرداخت و بانو حضرت زینب آن را شنید و روایت نموده است. در این خطبه حضرت ابوالفضل (ع) در پیشگام شدن بنی هاشم و بـرادرانش نـسبت به سایر افراد در دفاع از امام و مبارزه با دشمن تاکید نموده است. (مهدی زاده , 1391: 123 ) و مهم تر از این شیخ مفید می گوید چون عباس بن عـلی(ع) بـسیاری کشتگان خاندان آن حضرت را دید بـه بـرادران مادری خود که عبدالله , جعفر و عثمان بودند گفت ای برادران من گام پیش نهید تا من ببینم شما را که برای خدا و رسولش خیر خواهی کـردید زیـرا شما فرزندانی ندارید (مـفید , بـی تا , ج دوم: 113)

در صفحات قبل توضیح داده شد که از صفات برگزیده ابوالفضل(ع) وفای به عهد است و امام صادق(ع) درباره وفای ابوالفضل(ع) می فرماید: "گواهم برای تو به تسلیم و تصدیق و وفا و نصیحت و خیرخواهی بـرای جـانشین پیغمبر فرستاده از طرف خداوند ... خدا تو را پاداش دهد از رسول خدا و از امیر المومنین و از حسن و حسین رحمت خدا بر ایشان باد بهترین جزا و شکیبایی و خیر خواهی و اعانت کردی." (ابطحی , 1375: 377 )

ذکر مفاهیمی مانند تـسلیم و تـصدیق و وفا در کـلام امام برای ابوالفضل(ع) نشان می دهد سیره عباس(ع) نزد امام در مقام یک انسان سالک و عارف تجلی یـافته و وی را با این مفاهیم توصیف نموده و از او سپاسگزاری می نماید. وفای به عهد در حـضرت عـباس(ع) بـه حدی است که امام باقر(ع) در حدیثی می فرماید: "ان اصحاب الحسین لم یحدو الم مس الحدید. همانا اصحاب جدم حـسین(ع) درد آهـن را احساس نکردند". (مجلسی, ج 44: 298 )

این حدیث شریف نشان می دهد چقدر راست قامتان قـیام کـربلا نـسبت سید الشهدا پایداری نشان دادند و چگونه زخم ها و ضربات خونین را تحمل و مشتاق وصال به مـحبوب بودند.

حضرت عباس(ع) در گفتار امام مهدی(ع)
حضرت مهدی(ع) در زیارت ناحیه خطاب به عـمویش عباس(ع) گفت: "السلام عـلی ابـوالفضل العباس بن امیر المومنین المواسی اخاه بنفسه الاخه لغده من امنه الفادی له الوافی، الساعی الیه بمائه، المقطوعه یداه". (مجلسی , ج 45 : 66 )

سلام بر ابوالفضل العباس فرزند امیر المومنین که جانش را در راه مواسات به بـرادرش تقدیم نمود و دنیایش را برای تحصیل آخرتش ثبت کرد و سعی در رساندن مشک آب به او داشت که دو دستش از بدن جدا شد.

مضامین این بخش از زیارت نشانگر مقام و منزلت عباس (ع) نزد حضرت مهدی(ع) است. نـکته مـهم در این فراز مفهوم " مواسات " است که درباره حضرت ابوالفضل(ع) بیان شده است. مواسات او در کربلا به حدی است که در کلام امام معصوم ظهور می یابد. گویند در شب و روز عاشورا آن مقدار مواسات و ایثار از آن فـرزند حـیدر کرار به منصه ظهور آمد که محتاج به امر دیگری نیست، چه هرچه باشد دون آن است. "کل الصید فی جوف الفرا" چه مقدم در حفظ مقاصد , حفظ دین و بعد از آن حـفظ نـفس نبی یا امام است و ابوالفضل(ع) جان شریف خود را در راه حفظ دین و حفظ امام مبیّن بلکه اهل بیت طاهره و اطفال تشنه نثار نمود، بدون آن که در نظرش چیزی به نمود آید. (بـیرجندی , 1386 , ج سـوم: 813 -699 )

مـسئولیت پذیری عباس(ع) در برابر خدا - پیـامبر خـدا و امـام معصوم در دوره زندگی به شایستگی به منصه ظهور رسیده و پذیرفتن بیشترین خطرات برای رساندن آب به تشنگان کربلا دلالت بر این وظیفه دینی و اجـتماعی او دارد و نـشان از اطـاعت مخلصانه او از امام زمانش است. چنانکه در زیارتنامه او می گوییم کـه عـباس عبد صالح خدا بود. المطیع الله و لرسول و لامیرالمومنین (نیشابور 1291ج پنجم:131) امام درشب عاشورا به دلیل اعتماد به لیاقت و توانمندی عـباس، بـزرگترین مـسئولیت را بر دوش برادرش نهاد و آن پرچم داری کل سپاه بود. (ناظم زاده قمی، 1390،چ سـوم: 166)

مضاف بر این فداکاری و ایثار جان برای بقای یک اندیشه و یا یک ملت سخاوتی است که از سید الشـهدا و یـارانش و فـردی چون ابوالفضل(ع) از خود به یادگار گذاشته است. چه سخاوتی بالاتر از ایـن کـه فردی از زن و فرزند و زندگی چشم بپوشد و آن قدر مجاهدت و مبارزه نماید تا شربت شهادت نوشد. (ربانی خلخالی , 1380 , چ دوم: 96)

نـکته ی دیـگری کـه در این فراز از زیارت آمده موضوع "عطش و آب رسانی" است و حضرت در مسیر آب رسانی بـه درجـه رفـیع شهادت نائل گردید. در تاریخ آمده که از روز هفتم محرم تا روز عاشورا به مدت چهار روز امـام و یـاران و اهـل بیت و کودکان از آب محروم بودند. بنابراین در آن چهار روز ابوالفضل(ع) چهار مرتبه برای آوردن آب به شریعه فرات رفـت و بـرای کاروان آب می آورد. (رجبیان , 1393 , چ دوم: 27-323 ) بنابراین بعد از شهادتش او را به سقا و اباقربه «صاحب مشک» مـلقب نـمودند. (تـحقیقی بخشایشی , 1379: 69 )

چه سوزناک است این صحنه کربلا که چون امام فریاد عباس(ع) را شنید گـفت: وای بـرادرم، وای عباسم، وای جان دلم،آن گاه همانند عقابی که به شکار خویش فرود آید بر سـر او رسـید. دشـمنان را از راست و چپ پراکنده ساخت و پس از آن که هفتاد مرد از آنان را کشت به بالین برادر رسید (موسوعه کـلمات الحـسین 1415،ج دوم:473)

روضه عطش در نهضت عاشورا و میزان تاثیر گذاری آن در تحولات روحی روانی جامعه بـسیار در خـور اهـمیت است و دریافت آب جز حقوق اولیه و طبیعی انسان است و کسی و یا حکومتی نمی تواند آن را از افراد یـا جـامعه سـلب نماید، اما دشمن در عاشورا این حق را از امام و یارانش , زنان و کودکان سلب نـمود. سـوگنامه عطش شور و حال ویژه ای دارد و رفتار ابوالفضل(ع) در نحوه آب رسانی و مشاهده آب و تلاش او برای رساندن آب به خیمه تـمامیت زنـدگی انسان را تحت تاثیر قرار داده است، چه بسا بسیاری از انسانها در دنیای امـروز بـرای رسیدن به آب، براحتی کشته می شـوند و بـی جـهت نیست که عباس(ع) در هنگام مبارزه و انجام ایـن مـاموریت حیاتی رجز های شور انگیز و معرفت زا می خواند.

"من شاخه متصل به درخـت نـبوتم و هرکه به این درخت مـتصل اسـت تسلیم نـمی شـناسد و از شـمشیر و نیزه نمی هراسد , من فرزند عـلی بـن ابی طالبم و هرکه از علی است اهل هراس و ذلّت نیست، من فرزند آن کسی هـستم کـه لحظه ای به خدا شرک نورزید , لحـظه ای از جنگ و میدان و دشـمن نـهراسید و لحظه ای از فرمان رسول الله سر نـپیچید." (شـجاعی , 1390 , چ پنجم: 64)

و این گونه عباس(ع) در حین نبرد سخت خود را معرفی می کند و با تـقدیم دو دسـت دو بال می گیرد و در آسمان بهشت، هـمراه بـا مـلائک به پرواز در می آیـد و تـا مقام شفاعت بخشی اوج مـی گیرد. او زنده ای است که زندگان در هر عرصه ای، به نام او فعالیت را آغاز می کنند. ابوالفضل(ع) مظهر وفـا و شـجاعت و زندگی بدون حسین(ع) و به عبارتی پس از شـهادت حـسین(ع) برای او ارزشـی نـداشت. (مـحدثی، 1378: 69) او با برادرش امام حـسن (ع) 24 سال و با امام حسین(ع) 34 سال زندگی کرد و در هنگام شهادت 34 ساله بود. (سماوی , 1390: 45 - 44)

در فرهنگ و معارف مـسلمانان بـه ویژه شیعیان زیارات مزارات شریف و تـوسل بـه انـبیا و اولیـا و ائمـه هدی به عـنوان یـک آیین آرامش بخش و تعالی دهنده از جایگاه والایی در سبک زندگی برخوردار است. در کنار مزارات ائمه هدی مـزار نـورانی حـضرت عباس (ع) در کربلا از منزلت پر راز و رمزی برخوردار است و روزانـه هـزاران نـفر از نـزدیک و مـیلیون هـا نفر از دور به او توسل می جویند . امام رضا(ع) می فرماید: "هر امامی بر گردن دوستان و شیعیان خود عهدی دارد که وفای کامل این عهد و بجا آوردن نیکوی آن با زیارت قـبر آنان است، پس کسانی که با رغبت و علاقه به زیارت ایشان و باور داشتن به آنچه آنان ترغیب کرده اند، زیارتشان کنند، امامان آنها در روز قیامت شفیعانشان خواهند بود." (محمدی ری شهری , 1393: 307)

در پایان این مـقال ذکـر این نکته ضروری است که ام البنین مادر عباس(ع) در واقعه کربلا حضور نداشت. اما هنگامی که کاوران سفرکربلا وارد مدینه می شد کسی خواست خبر شهادت فرزندانش را به او بدهد و او گفت از حـسین بـرایم بگویید، چون شنید که چهار فرزندش همراه امام حسین(ع) کشته شدند گفت: ای کاش فرزندانم و تمام آنچه در زمین است، فدای حسین(ع) می شد و او زنـده مـی ماند و این سخن او را دلیل اخـلاص کـامل وی به اهل بیت و امام حسین(ع) دانسته اند.(کحاله، 1397ق:97-496)

و در آخر می توان گفت زیارت حضرت عباس(ع) مقدمه ای است معرفت زا برای زیارت آقا امام حسین (ع) چنانکه امـام رضـا(ع) می گوید زیارت قبر حـسین(ع) بـرابر با عمره ای نیکو و پذیرفته شده است. (محمدی ری شهری،1393: 299)

نتیجه:
در این مقاله تلاش شده است ضمن توصیف مختصر از نهضت عاشورا و تحلیلی از تقابل اسلام علوی با اسلام اموی و تاکید بر تبیین نـظام امـامت به عنوان تنها راه فلاح و رسیدن انسان به حقیقت وجود عالم به نقش حضرت عباس(ع) در عصر سه امام به ویژه در نهضت کربلا اشاره گردد. در این نوشتار سعی گردید مقام و منزلت ابـوالفضل(ع) در روایـات ائمه اطـهار مورد برررسی قرار گیرد. مطالعه صورت گرفته نشان می دهد که تنی چند از ائمه درباره عباس(ع) مطالبی را بـیان داشتند. البته با قاطعیت نمی توان گفت که امامان حسن، بـاقر، کـاظم، رضـا، جواد و هادی و امام عسگری علیهم السلام سخنی درباره عباس(ع) نگفته باشند. شاید نویسنده این مقاله نتوانست به مـنابع دسـت یابد، اما گفته های حضرت زهرا(س)، امام علی(ع)، امام حسین (ع)، امام سجاد(ع)، امام صـادق(ع) و امـام مـهدی(ع) در زیارت ناحیه در خصوص حضرت ابوالفضل (ع) بسیار ارزنده و تاثیرگذار بوده که بنیاد این مقاله بر گـفته های آنها چینش شده است.

پژوهش صورت گرفته در این گفته ها حاکیست که حـضرت عباس(ع) از ویژگی های زیـر بـرخوردار است و همین ویژگی ها او را محبوب دل ائمه و پیروان آنان نموده است و اکنون جایگاهی بس عظیم در ذهن و اندیشه عاشقان این راست قامتان تاریخ و باب الحوائج دارد.

بصیرت عمیق و بلند نظری، ایمان استوار، شجاعت و تـوان رزمندگی، وفاداری و وفای به عهد ، ایثار گری و برخوداری از روحیه انقلابی و ایثار گری، مجاهدت خالصانه و زیست عارفانه، اخلاص در نیت و عمل. شفاعت دهی، شهادت طلبی و ترویج فرهنگ ایثار و مقاومت، دانش اندوزی و معرفت افـزایی، عـبد صالح، سقای امام و امت، سردار سرافراز، مسئولیت پذیری.

منابع:

-قرآن

-نهج البلاغه.(1387). ترجمه ناصر مکارم شیرازی. چاپ چهارم. قم: مدرسه الامام علی ابن ابی طالب

- ابطحی موسوی اصفهانی. میرسید عـلی مـوحد.قم: ناشر. ج اول. مولف.

- ابن اثیر. عز الدین.(1376).تاریخ کامل ایران. ترجمه سید محمد حسین روحانی.چاپ دوم. تهران: انتشارات اساطیر.

- ابن اعثم کوفی.(1393).الفتوح. مصحح اشراف محمد عبدالمعید خـان. بـیروت : داراندوه الجدیده.

- ابن حسام. علاءالدین علی. کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال.

- ابن شعبه.(1363ش).تحف العقول . تصحیح و تعلیق: علی اکبر غفاری. چاپ دوم. قم: موسسه نشر اسلامی.

- ابن شهرآشوب. محمد بـن عـلی. (بـی تا).المناقب من آل ابی طـالب. مـصحح مـحمد حسین آشتیانی و هاشم رسولی. قم: علامه.

- اصفهانی. ابوالفرج. (1389).مقاتل الطالبین،ترجمه بهراد جعفری. قم: انتشارات جعفری.

- امینی. سید محسن. (1403 ق ).اعیان الشـیعه تـحقیق حـسن امینی. بیروت: دارالتعارف.

- بدرالدین. حسین.(1381). قمر بنی هـاشم. ظـهور عشق اعلی. تهران: مهتاب.

- بیرجندی. محمد باقر. (1286). کبریت احمر. صبح پیروزی. چاپ سوم. قم:

- پیشوایی. مهدی. (1378).سیره پیشوایان. چـاپ نـهم. قـم: موسسه تحقیقات و تعلیمات امام صادق.

- تحقیقی. عبدالرحیم. (1379 ).بخشایشی شه مـقتل گویا در حماسه عاشورا. - قم: نشر نوید اسلام.

- جعفری. سید حسین محمد. (1364 ).تشیع در مسیر تاریخ. ترجمه سید محمد تـقی آیـت اللهـی.تهران:دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

- جعفریان. رسول.(1374). تاریخ خلفا. ج دوم. تهران: انـتشارات وزارت فـرهنگ و ارشاد اسلامی.

- جواد آملی. عبدالله. (1386 ).شکوفایی و عقل در پرتو نهضت حسینی. چاپ پنجم. قم: نشر اسراء.

- حـائری. مـحمد مـهدی. (1376).معالی السبطین.قم: انتشارات شریف رضی.

- حسین اصفهانی. عمادالدین (عماد زاده )(1341). چاپ چـهارم . تـهران: کـتابفروشی اسلامیه.

- حسینی نیشابوری. سید علی اکبر.(1391). سلسله سخنرانی های استاد رفیعی، چاپ پنجم. قـم: بـوستان کـتاب ج5.

- خرمیان. جواد . (1386).پژوهشی در سیره و سیمای عباس بن علی. قم:راه سبز.

- ربانی خلخالی. عـلی.(1386).چـهره درخشان قمربنی هاشم ابوالفضل العباس. چاپ هفتم . قم: مکتب الحسین.

- رجبیان. قاسم. (1393). ابـاالفضل العـباس. چـاپ دوم. قم: ج اول . عصر رهایی.

- رضایی چناری. سید عزیز. (1388). بر ابوالفضل چه گذشت.چاپ سوم. قـم: انـتشارات آخرین وحی.

- ری شهری. محمد مهدی.(1393). حکمت نامه رضوی. ترجمه حمید رضایی. قم: مـوسسه عـلمی فـرهنگی دارالحدیث.

- زکی زاده رنانی. علیرضا.(1393 ) 340 پرسش در محضر امام. قم: عصر ظهور.

- سماوی. محمد.(1390).انصار الحـسین. تـرجمه مهدی فصاحت. قم:پیام آزادگان.

- شبگاهی شبستری. عباس. (1389 ). عباس سپهسالار کربلا. تـهران:جـمهوری .

- شـجاعی. مهدی. (1390).سقای آب و ادب، چاپ پنجم. تهران: نیستان.

- عامری دنیوری. عبدالمنعم.(1392).الاخبار الطوال. تحقیق وزاره التقافه و الارشاد القـدس. چـاپ اول. قـاهره.

- علامه مجلسی بحارالانوار ج 45-47

- فخار. باقر.(1389).سقای معرفت. دلیل ما قم:

- قادری. مـحمد تـقی. (1390).برکدام مصیبت باید گریست. چاپ پنجم. قم: انتشارات نصایح.

- قائم. اصغر منتظر.(1387 ). تاریخ امامت. چاپ چـهارم. قـم: نشر معارف.

- قرشی. باقر شریف. زندگانی حضرت ابوالفضل العباس. چاپ نهم. قـم: دفـتر انتشارات اسلامی.

- کحاله. عمررضا.(1397ق). اعلام النساء المـومنات. بـیروت: مـوسسه الرساله.

- کلابسی. محمد ابراهیم. (1384 ). خصائص العباسیه. تـرجمه مـحمد اسکندری. تهران: صیام

- کلباسی. محمد ابرهیم. (1389).خصائص العباسیه. چاپ ششم. تهران: صیام.

- گـواهی. عـبدالرحیم. (1386). سلطان عشق. تهران: نشر عـلم.

- مـاجراجو. محسن. (1390). مـاه بـنی هـاشم حضرت عباس. چاپ دوم. قم: اصباح

- مـحدثی. جـواد. (1378). فرهنگ عاشورا. چاپ چهارم. قم: نشر معارف.

- محمد زاده. مرضیه.(1391).شهیدان جاوید. تـهران: بـصیرت.

- مظفری. معارف حسن. زندگی پرچمدار کـربلا حضرت ابوالفضل. مشهد: کـتابفروشی جـعفری

- مفید. محمد بن محمد بـن نـعمان.(بی تا ).الارشاد فی معرفه حج الله علی العباد. ترجمه هاشم رسولی محلاتی. تـهران: ج دوم. عـلمیه اسلامیه.

- مقرم. سید عبدالرزاق.(1388). تـاریخ عـاشورایا مـقتل الحسین. ترجمه شـیخ عـزیزالله عطاردی.، تهران:انتشارات عـطارد.

- مـهدی زاده. عنایت اله.(1391). ذخیره الحسین. شیراز: انتشارات نوید.

- ناظم زاده قمی. سید جعفر.(1390 ).اصحاب امام حـسین از مـدینه تا کربلا. قم:. چاپ سوم. بـوستان کـتاب.

- هادی مـنش. ابـوالفضل. )1387.(نـگرشی تحلیلی به زندگانی حـضرت عباس. قم: مرکز پژوهش های صداو سیما.

-ابن عنبه. (1380 ). عمده الطالب. تصحیح محمد حسن الی طـالقانی. نـجف: مطبعه حیدریه.

-خوارزمی. (1418 ق ). مقتل خوارزمی. تـرجمه مـحمد سـماوی،انـوار الهـدی.

-سید بن طـاوس. (1389). لهـوف. ترجمه عباس عزیزی. چاپ دوازدهم،قم:انتشارات صلاه.

-شریف القرشی. باقر.(بی تا ).العباس علیه رائد الکـرامه و الغـدایر فـی الاسلام. بیروت: بی نا.

-شیخ صدوق.(1416 ).الخـصال. تـصحیح عـلی اکـبر غـفاری.. چـاپ پنجم. قم:موسسه نشر اسلامی ج اول.

محمدی ری شهری. محمد. (1391 ) منتخب میزان الحکمه.جلد اول.چاپ دوازدهم.قم:سازمان چاپ و نشر دارالحدیث.

-مفید. (1390 ). مقتل مفید. ترجمه علیرضا جعفری، چـاپ چهارم. قم: انتشارات متبوع

 


چاپ   ایمیل